برای همین
برای همین
بلند شدم براش غذا درست کنم
درسته زیاد غذا درست نمیکنم
ولی اشپزیم خیلی خوبه
وقتی کارم تموم شد
خونرو یکم تمیز کردم
لباسامم عوض کردم
یکم آرایش
الان جونگ کوک پسند شدم😂😂
یک ساعت دیگه کوک میومد
رفته بود کمپانی
منتظرش بودم که
صدای گوشیم در اومد
تهیونگه
جواب دادم
صداش نگران بود
ته: سلام. خوبی؟
+اره تو خوبی؟
ته: هانول جونگ کوک......
+جونگ کوک چی شده؟
ته: تصادف کرده
وقتی اینو گفت اصلا نمیدونستم چی بگم
اشکم داشت در میومد
ته: بیا تو بیمارستان.......
+باشه باشه
سریع لباسام و با یه لباس درست عوض کردم
. بعد ده مین رسید بیمارستان.
تا اینجا که برسم نزدیک بود خودمو به کشتن
بدم
رفتم تو بخش اورژانس
+ببخشید جئون جونگ کوک اینجاست؟
پرستار: نه اینجا نیست
فهمیدم بهش پول دادم که
مخفی کنه اینجاست
چون اون یه ایدله باید خیلی مراقب باشه
+خانم من زنشم میدونم اینجاست
پرستار: تو اتاق عمله 7 هستن
+مرسی ممنون
دنبال جایی کت گفته بود گشتم
تهیونگ و چند نفر دیگه دم در
اتاق عمل نشسته بودن
از قیافه هاشون میشه فهمید
که چقدر داغونن
رفتم سمت تهیونگ
+چی شد؟
ته: میگن سرش یکم آسیب دیده
+خوب میشه؟
ته: گفتن نمیدونن تازه الان هم کلی خون از دست داده
+جای دیگش آسیب ندیده؟
ته: نه فقط سرش وگرنه بقیه بدنش سالمه
کنار تهیونگ نشستم
پرستار در اتاق و باز کرد
و اومد بیرون
هممون رفتیم سمتش
پرستار:بهتون جواب نمیدم
نامجون: چرا؟
پرستار: نمیتونم که وضعیتشون و به همه توضیح بدم دکتر گفت که فقط به زنش بگم
+بگین من زنشم
پرستار: همرام بیاین
پرستار من و با خودش تو یه اتاق برد
و شروع کرد توضیح دادم
پرستار: زیاد آسیب جدی بهشون وارد نشده حدود یک هفته دیگه کامل خوب میشن
+سرش چطوره؟
پرستار: تونستیم خطر و رفع کنیم اگه یکم دیگه دیرتر میرسید احتمالا فراموشی میگرفت
الان هم به اتاق خصوصی منتقل میشه
+خیلی ممنون
.........
این پارت و طولانی گذاشتم
چون گفتین دیر میزارم
من با مدرسه درگیرم
هر روز کلی کار میریزه رو سرم
بلند شدم براش غذا درست کنم
درسته زیاد غذا درست نمیکنم
ولی اشپزیم خیلی خوبه
وقتی کارم تموم شد
خونرو یکم تمیز کردم
لباسامم عوض کردم
یکم آرایش
الان جونگ کوک پسند شدم😂😂
یک ساعت دیگه کوک میومد
رفته بود کمپانی
منتظرش بودم که
صدای گوشیم در اومد
تهیونگه
جواب دادم
صداش نگران بود
ته: سلام. خوبی؟
+اره تو خوبی؟
ته: هانول جونگ کوک......
+جونگ کوک چی شده؟
ته: تصادف کرده
وقتی اینو گفت اصلا نمیدونستم چی بگم
اشکم داشت در میومد
ته: بیا تو بیمارستان.......
+باشه باشه
سریع لباسام و با یه لباس درست عوض کردم
. بعد ده مین رسید بیمارستان.
تا اینجا که برسم نزدیک بود خودمو به کشتن
بدم
رفتم تو بخش اورژانس
+ببخشید جئون جونگ کوک اینجاست؟
پرستار: نه اینجا نیست
فهمیدم بهش پول دادم که
مخفی کنه اینجاست
چون اون یه ایدله باید خیلی مراقب باشه
+خانم من زنشم میدونم اینجاست
پرستار: تو اتاق عمله 7 هستن
+مرسی ممنون
دنبال جایی کت گفته بود گشتم
تهیونگ و چند نفر دیگه دم در
اتاق عمل نشسته بودن
از قیافه هاشون میشه فهمید
که چقدر داغونن
رفتم سمت تهیونگ
+چی شد؟
ته: میگن سرش یکم آسیب دیده
+خوب میشه؟
ته: گفتن نمیدونن تازه الان هم کلی خون از دست داده
+جای دیگش آسیب ندیده؟
ته: نه فقط سرش وگرنه بقیه بدنش سالمه
کنار تهیونگ نشستم
پرستار در اتاق و باز کرد
و اومد بیرون
هممون رفتیم سمتش
پرستار:بهتون جواب نمیدم
نامجون: چرا؟
پرستار: نمیتونم که وضعیتشون و به همه توضیح بدم دکتر گفت که فقط به زنش بگم
+بگین من زنشم
پرستار: همرام بیاین
پرستار من و با خودش تو یه اتاق برد
و شروع کرد توضیح دادم
پرستار: زیاد آسیب جدی بهشون وارد نشده حدود یک هفته دیگه کامل خوب میشن
+سرش چطوره؟
پرستار: تونستیم خطر و رفع کنیم اگه یکم دیگه دیرتر میرسید احتمالا فراموشی میگرفت
الان هم به اتاق خصوصی منتقل میشه
+خیلی ممنون
.........
این پارت و طولانی گذاشتم
چون گفتین دیر میزارم
من با مدرسه درگیرم
هر روز کلی کار میریزه رو سرم
- ۱۶.۹k
- ۲۳ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط