{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی
نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم می کنی ؟

این که میدانی که سهم من نخواهی شد؛چرا
با قرار چشمهایت بیقرارم می کنی ؟

بوسه هایت داغ عشقی بر جبینم میزند
لاله ی آزاده ام ،تو داغدارم می کنی

با همین تفسیر آیات دوچشمانت مرا
پیش چشم زاهدان بدعت گذارم میکنی

پادشاه ملک عقلم لیک با فرمان عشق
اختیارم برده و بی اختیارم می کنی

آه، با موج نگاهت مثل دریا دائما
ابر چشمم بارور تا اشکبارم می کنی

با شراب چشم هایت در خرابات دلم
عاقبت روزی مرا باده گسارم می کنی

با دلم این روز ها ناسازگار و دشمنم
هی میانجی می شوی و سازگارم میکنی.
دیدگاه ها (۵)

مرا یک بوسه مهمان کن کسی فهمید، کتمان کن من از این عاشقی مست...

ای آنکه دوست دارمت، اما ندارمتبر سینه می فشارمت، اما ندارمتا...

ابر می بارد و من می شوم از یار جداچون کنم دل به چنین روز ز د...

تورا باچشم دل دیدن چه خوب است برایت تک گلی چیدن چه خوب است ب...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امیدم من ؛ چرا امیدوارم...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنی نا امی...

در دلم می آیی و هی بیقرارم می کنینا امیدم من ؛ چرا امیدوارم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط