دستش قطع شد ، امّـا...

دستش قطع شد ، امّـا...
دست از یاری امام‌زمانش برنداشت
در #کربلای_چهار
مثل اربابش فرمانده بود
فرماندهٔ قلبها
چهره نورانے اش
جز لبخند چیزی نمی‌گفت...
#شهید_حسین_خرازی #سالروز_شهادت🌷

iD ➠ @sangarshohada🕊 🕊
دیدگاه ها (۱)

خسف | قصه بیست و یکم: حضرت عباس (ع) (بخش پایانی)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_46فصل نوزدهم | ...

.....پارت پنجم.....

خسف | قصه سی و دوم: امام جواد (ع) (بخش پایانی)

پارت چهارم ❤️ایزوکو هنوز نمی‌توانست نگاهش را از کاتسوکی بگیر...

معامله p30آن روز، بالاخره صبر تهیونگ تمام شد.در اتاق با صدای...

(بچه ها از همین الان بگم پایان این فیک غمگینه اگه می خواین ن...

چند پارتی بازی ممنوع

𓆩 پارت ۴۱ 𓆪 🖤🥀ات یک قدم عقب رفت.— امکان نداره...مرد از تاریک...

خسف | قصه سی و چهارم: امام عسکری (ع) (بخش پایانی)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط