مست از شراب نوشین
مست از شراب نوشین
جانا بیا و بنشین
یک شب به محفل من
ای شادی دل من
دور از لب خندان تو
می گریم از هجران تو
اشک غم و دامان من
دست من و دامان تو
در آتشم، وای، وای
روشنگر ویرانه کو؟
شمعم ولی پروانه کو؟
در سینه سوزد دل بی قرارم
صبری که خواهی، ندارم، ندارم
صبح امید ما، تویی تو
افسونگر دلها، تویی تو
عشق من و آرام جانم
تنها تویی، تنها تویی تو
دور از لب خندان تو
می گریم از هجران تو
اشک غم و دامان من
دست من و دامان تو
جانا بیا و بنشین
یک شب به محفل من
ای شادی دل من
دور از لب خندان تو
می گریم از هجران تو
اشک غم و دامان من
دست من و دامان تو
در آتشم، وای، وای
روشنگر ویرانه کو؟
شمعم ولی پروانه کو؟
در سینه سوزد دل بی قرارم
صبری که خواهی، ندارم، ندارم
صبح امید ما، تویی تو
افسونگر دلها، تویی تو
عشق من و آرام جانم
تنها تویی، تنها تویی تو
دور از لب خندان تو
می گریم از هجران تو
اشک غم و دامان من
دست من و دامان تو
- ۲.۱k
- ۱۹ شهریور ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط