{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست یاری تا بگویم راز خویش

نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش

چنگ اندوهم ، خدا را ، زخمه ای
زخمه ای ، تا برکشم آواز خویش
🙂🦋
برلبانم قفل خاموشی زدم
با کلیدی آشنا بازش کنید
دیدگاه ها (۰)

بسم الله الرحمن الرحیمپاسخ قسمت دوم :لاَ إِكْرَاهَ فِي الدّ...

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

🧕 درخشش در آسمان عفاف و خدمت 🔹 در رسانه‌های نظام سلطه هیچ‌گا...

السلام علیک یا شریک القرآن ع

فاصله یک لبخند تا جنون

P : 11

یادداشتی درباره شعر «باز به نام خدا» از «شهاب‌الدین موسوی» م...

### 👁️ پارت سوم: تالار سایه‌هاماشین رو خاموش کردم. سکوتِ سنگ...

فاصله یک لبخند تا جنون

چند پارتیپارت۳ا.ت به سرعت درِ شیشه‌ایِ سوپرمارکت را قفل کرد ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط