{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست یاری تا بگویم راز خویش

نیست یاری تا بگویم راز خویش
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش

چنگ اندوهم ، خدا را ، زخمه ای
زخمه ای ، تا برکشم آواز خویش
🙂🦋
برلبانم قفل خاموشی زدم
با کلیدی آشنا بازش کنید
دیدگاه ها (۰)

رمان لونا و ویلیام:قسمت ۱۳

السلام علیک یا شریک القرآن ع

مـــرا بـه رنـــگ آبـی دربـیــاور ۲" در آغوش رویای آبی ات  "...

رمان: دوست پسرِ روانیپارت دوم: تقدیم به یک معامله‌ی سیاهبا د...

رقص با سایه ها پارت یک

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

📖 رمان: گرفتار تو ✨پارت نوزدهم: طوفانِ خشم و سکوتِ مرگبار ⛓️...

P : 11

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط