843

843
Morteza Pashaei .
...
.

بهت پیله کردم نمیمونی پیشم
نه میمرم اینجا نه پروانه میشم
از عشق زیادی تورو خسته کردم
تو دورم زدی خواستی دورت نگردم
بازم شوری اشک و لب های سردم
من این بازیو صد دفعه دوره کردم
نه راهی نداره گمونم قراره
یکی دیگه دستامو تنها بذاره

دیگه توی دنیا به چی اعتباره
کسی که براش مردی دوست نداره
منو بغض و بارون، سکوت خیابون
دوباره شکستم چه ساده، چه آسون
به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی
تو حوای دنیای آدم نمیشی
غرورت گلومو به هق هق کشیده
آدم که قسم خوردشو دق نمیده

من و تو یه عمره دوتا خط صافیم
شده عادت ما که رویا ببافیم
بشینیم و عشقو به بازی بگیریم
واسه زندگی کردنامون بمیریم
چه سخته تو تنهایی شرمنده میشیم
ماها قهرمانیم و بازنده میشیم
مثه عصر پاییزی رنگ و رومون
واسه خیلیا خاطره ست آرزومون

دیگه توی دنیا به چی اعتباره
کسی که براش مردی دوست نداره
منو بغض و بارون، سکوت خیابون
دوباره شکستم چه ساده، چه آسون
به پاتم بسوزم تو شمعم نمیشی
تو حوای دنیای آدم نمیشی
غرورت گلومو به هق هق کشیده
آدم که قسم خوردشو دق نمیده
.
.

#عصر_پاییزی #مرتضی_پاشایی
دیدگاه ها (۱)

تکپارتی از شوگا وقتی دخترش بودی ولی اصلا دوستت نداشت:)سلام م...

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

رقص مرگ و عشقp¹⁵اشک‌ها مثلِ سیل رویِ صورتم جاری شده بودن. تم...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 ۱۰۵واقعاً همچین فکری...

پارت ششم: تاوانِ بی‌توجهیدو روز از رفتن هانا گذشته بود؛ دو ر...

ابلیس

صدای ناله هایی از گوشه کناره های متروکه شنیده می‌شد. ( غلط ک...

Forbidden love③ا/ت: یعنی چی بدن خودمه و هر لباسی دلم بخواد م...

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 1فلش بک سال ۲۰۲۱ عم...

سناریو : وسوسه ی دارچینی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط