{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در میان اهل مکه نقل محفل صبح و شام

در میان اهل مکه نقل محفل صبح و شام

قصـه ی زائیـدن طفلیست در بیـت الحــرام
کعبه را طرح شکافی روی یک دیوار ماند

یــادگاری بــر حرم از حیــدر کــرار مــانــد
این سه روز و شب چه رازی بود بین طفل و مام؟

کــز حــرم آورد بــیــرون طــفــل را بــا احــتــرام
یــا مگر در کــل مکـه خــانه ای دیگر نبــود؟

چون خدا بر روی زائو خانه ی خود را گشود
رسم در وا کردن و در خانه خواندن ، این که نیست!!! خـانـه « در » دارد ، شـکــاف در دل دیــوار چـیـست؟!!! چــون حرم جای به دنیــا آمدن باشد ، دگر

قابله ،حورست و مولودش به صورت چون قمر
کودک امروز بی تردید از عیسی،سر است

کعبــه تنهــا جایگــاه زادن این گوهــر است
وقــت فــارغ گــشتــن مـریـم بـه فـرمان خدا

هاتفی در گوش مریم خواند این یک جمله را
گفت : مریم! ، معبد ما ، جز عبادتگاه نیست

رو برون ، بیت المقدس مهد و زایشگاه نیست
لَم یَلِد فَی البَیتِنا مَنْ کُلِّ اَولادِ البَشَر

فِی الحَرَم لا یولَدُ اِلَّا الْوَصِیِّ المُنْحَصَر
خانه زاد خانه ی شش وجه ما ، تنها علیست

بــر زمین از جانب مـا هم امیر و هم ولیست
اولین مـرد مسلمان بر پیمبر ، مرتضاست

گفتن این جمله پایان قشنگ شعر ماست
دیدگاه ها (۲)

رمان : فقط به من نگاه کن#𝗝𝘂𝘀𝘁_𝗹𝗼𝗼𝗸_𝗮𝘁_𝗺𝗲Part_8 فصل چهارم | ص...

#عقد_با_رئیس_مافیاعقد با رئیس مافیا پارت 28ات هنوز به صفحه‌ی...

پارت ۴۶ — چیزی که از او باقی مانده بودچند هفته گذشت.یورا سعی...

𝐏𝐚𝐫𝐭: ➎⓿صبح زود، ماشین جلوی خانه‌ی قدیمی پدرم توقف کرد.ساختم...

پارت ۶۳ آریانا چند ثانیه فقط به مدیر خیره ماند.ـ خونه‌ی من؟م...

پارت ۲۴صبح که شد، رزا دنبال یک جواب نگشت. چون تهِ دلش هنوز ب...

P : 15

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط