ما دو پیرهن بودیم...

ما دو پیرهن بودیم...
بر یک بند
.
.
یکی را باد برد،
یکی را
باران
هرروز
خیس میکند!
دیدگاه ها (۲)

پاییز که می‌رسد، انگار دنیا دوباره آرام‌تر نفس می‌کشد… 🍂هوا ...

موسیقی

حال و هوای دلت گرم بماند🧡 که شهریور پایان گرمای تابستانی ماس...

پاکان و ناپاکان عالم در یک نگاه...«این وضع خانواده در آنجا ا...

♦️باز هم پاشنه آشیل دولت شهید رئیسی ابراز اندام کرداستاد ضرغ...

پارت پنجم | روزِ بارانیاز صبح باران می‌بارید.کافه خلوت‌تر از...

دلتنگم... دلتنگی‌هایم را لبِ جوی می‌برم می‌نشینم ،شعر می‌...

رمان : «اسمات پارسا»(از خودم یه اسم درآوردم)(تکپارتی)ویو «ا/...

قلدر مدرسه¹ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

چند پارتی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط