{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قلدر مدرسه¹

قلدر مدرسه¹
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

زنگ آخر خورد و بچه‌ها ریختن تو حیاط.

تهیونگ آخر از کلاس بیرون اومد. کتاب‌هاش تو بغلش بود و بند کیفش رو محکم گرفته بود. هنوز فکرش پیش امتحان ریاضی بود.

از پله‌ها که پایین میومد، صدای خنده‌ش رو شنید.

جونکوک.

وسط حیاط وایساده بود با دو تا از دوستاش. یکی سیگار دستش بود و جونکوک با کفشش خط روی زمین می‌کشید. یه جوری وایساده بود که انگار کل مدرسه مال خودشه.

تهیونگ نگاهش رو گرفت به در خروجی. قدم‌هاش رو تند کرد. فقط باید از کنارش رد می‌شد.

ولی یکی از بچه‌های سال پایینی با توپ از کنارش رد شد. تهیونگ برای اینکه نخوره، یه قدم رفت سمت راست.

و خورد به شونه‌ی جونکوک.

تهیونگ تعادلش رو از دست داد. کتاب‌هاش ریخت. یکی‌شون باز شد و برگه‌هاش باد برد. زانوش خورد به زمین و کیفش افتاد.

سکوت شد.

جونکوک از بالا نگاهش کرد.

«شرمنده، ندیدمت فسقل.»

تهیونگ سرش رو آورد بالا. پشت گردنش می‌سوخت. دست‌هاش می‌لرزید ولی مشتش رو محکم کرد. زیر لب گفت:

«روانی.»

بلند شد. کتاب‌هاش رو جمع کرد و بدون اینکه به جونکوک نگاه کنه، راه افتاد سمت در.

هنوز سه قدم نرفته بود که یه دست خورد به شونه‌ش و هلش داد سمت دیوار.

پشتش خورد به آجر. درد از کمرش بالا رفت و نفسش تو سینه حبس شد.

جونکوک جلوش وایساده بود. سرش رو کج کرد.

«چی گفتی؟»

تهیونگ فک‌هاش رو فشار داد. گلوش خشک شده بود. اگه حرف می‌زد، ممکن بود صداش بلرزه.

گفت:

«هیچی.»

جونکوک یه لحظه نگاهش کرد. بعد لبخند زد. همون لبخندی که تو مدرسه معروف بود. آروم گفت:

«آفرین. پسر خوب.»

ازش فاصله گرفت و برگشت سمت دوستاش. یکی‌شون خندید و چیزی گفت که تهیونگ نشنید.

تهیونگ پشتش رو داد به دیوار و نفس عمیق کشید. دستش رو برد پشت کمرش. زیر لب گفت:

«روانی.»

ولی این‌بار کسی نشنید.
دیدگاه ها (۹)

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷³جیمین با عجله وارد کلاس شد. نفسنفس میزد و موها...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷⁴توی راه برگشت به خونه، جیمین با اخم و سکوت، پش...

𝓥𝓸𝓻𝓸𝓳𝓪𝓴 𝓮 𝓶𝓪𝓷²تهیونگ تو کل مهمونی چشم از جونکوک برنداشت. هر ...

🐰🎂 HAPPY BIRTHDAY JUNGKOOK

dark life =36جیمین تقلا کرد. سعی کرد خودش رو آزاد کنه. ولی ت...

dark life = 27

پارت ۷۶

چند پارتی جیمین پارت ۱

سایه ای که پدرم بود پارت ۲میا لیوان آب پرتقال رو برداشت و یه...

پارت 15:خب فک کنم عاشقت شدم! will,i fill i love you

dark life = 39

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب¹¹⁰کاش می‌شد همین چند دقیقه رو از همه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط