{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#پارت_شصت_نه #غریبه_آشنا

#پارت_شصت_نه #غریبه_آشنا

تانیا:
رفتم داخل پیش،ئونسو اومد
-واییی عزیزمممم چقد قشنگگگ شدیییی موهات چقدددد خوشگلن،شیطوننن چقد تونستی موهاتو قایم کنی
+وای ئونسو نمیدونی چقد دوق دارم،احساس میکنم این الان خود واقعیمه...
-آرهه خیلی قشنگ شدی،منم بودم ذوق داشتم،بیابیا بشین برام تعریف کن ببینم چی شد
+هیچی رفتم با دونگهه کوه،بعدش اون فهمید موهام بلنده قایمش کردم،بعدش ک تو زنگ زدی دعوتم کردی ظهر یه بسته بزرگ برامم اومد از طرف دونگهه این لباسا توش بودن،منم تصمیم رفتم بپوشمشون
-وای چه خوب شد،ناراحت نشی هاااا ولی اخلاقتم خوب شد
+دیوونههه

باهم خندیدیم که سهون اومد
سهون:چه شما دوتا زودی باهم خوب شدید
-تا چشمت درادددد
سهون:نگا نگا تانیا هنوز ننشسنه پیشت زبونش دراز شد این دختر مظلون بود مظلومممممم
+خوب کردم
-راست میگه
سهون:بکهیونننن بکهیونننن هیونگ
بکهیون:بله بله،سلام خانم،چی شده سهون
سهون:هیچی این عشقت زبونش دراز شده
-حتما یه کاری کردی ک دراز شده،چی بهش گفتی
سهون:وای چرا اینجا همهههه طرف دار ئونسوان
+چون دوست داشتنیه
سهون:یعنی الان من مهربون نیستم
+اوممم مهربون هستی فقط یکم زور گویی
سوهو:بچه ها بریم دیگه

سوهو اومد و همراه با گروه اکسو رفتیم سمت سالن برگزاری جشن

کاری از نویسنده گروه:@forough_wolf
#exo #Gharibeh_ashena
دیدگاه ها (۲)

Love you پارت سوم&عاها-هومم«سوجین تو دلش میگ باهات مهربون تر...

رمان

Love you پارت هفدهم _بچه خودتی&ارع بابا معلوم-ایش-اصن بیخیال...

Little Angelp1*سعی کردن ازدواج اجباری و برده رو جا بدم تو یه...

شب تولدم فصل 3پارت 19اسماتاز لباس کوک گرفتمو کشیدمش تو اتاق ...

part 36جیمین« نه هیونگ گشنم نیست»یونگی« هیونگ تو برو استراحت...

سقوط درخشان یک دیوانهپارت ۱۱ *سانیار*نمی دونم مروارید کجاست ...

کسخلان گروگان

پارت هجدهم شب عروسی آت. وای دخترا میکاپتون تموم نشد( آرایشگر...

Part 12

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط