رئیس و خبرنگار هم همین موقع میرسن و یه عکس به همه شایعات
رئیس و خبرنگار هم همین موقع میرسن و یه عکس به همه شایعات در مورد دشمنی این دوتا تموم میشه.
تاکیونگ افتاده دنبال رئیس ان و میگه که گومی نام رو بنداز بیرون.اما فایده ای نداره. از سوی دیگه گومی نام با عجله رفته دوش بگیره، داره میاد بیرن که بقیه میرسن؛ و می نام خجالت میکشه بیاد بیرون؛ بازهم این شین ووی مهربونه که به کمک اون میادو یه حوله مینداز روسر گومی نامو اونو میبره بیرونو میگه اگه تو اینجا باشی نمیتونم دوش بگیرم!!!!
گومی نامم اومده بیرونو یه نفس راهت میکشه و میگه اخیش چه شانسی اوردم کسی نفهمید.همین موقع تاکیونگ میرسه و میگه:من فهمیدم!!!!
ها چی؟؟؟؟
تاکیونگ با نگاه وحشتناکش میگه:من همه چیز رو فهمیدم!!!!!!
قسمت دومش همینجا تموم شد
تاکیونگ افتاده دنبال رئیس ان و میگه که گومی نام رو بنداز بیرون.اما فایده ای نداره. از سوی دیگه گومی نام با عجله رفته دوش بگیره، داره میاد بیرن که بقیه میرسن؛ و می نام خجالت میکشه بیاد بیرون؛ بازهم این شین ووی مهربونه که به کمک اون میادو یه حوله مینداز روسر گومی نامو اونو میبره بیرونو میگه اگه تو اینجا باشی نمیتونم دوش بگیرم!!!!
گومی نامم اومده بیرونو یه نفس راهت میکشه و میگه اخیش چه شانسی اوردم کسی نفهمید.همین موقع تاکیونگ میرسه و میگه:من فهمیدم!!!!
ها چی؟؟؟؟
تاکیونگ با نگاه وحشتناکش میگه:من همه چیز رو فهمیدم!!!!!!
قسمت دومش همینجا تموم شد
- ۲.۹k
- ۱۵ شهریور ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط