{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو اتاق می نام با خودش میگه همه باهام خوبن، ولی فردا نارا

تو اتاق می نام با خودش میگه همه باهام خوبن، ولی فردا ناراحت میشن( مثل اینکه میخواد بره) عکس داداشش رو نگاه میکنه و میگه: داداش ببخشید می خواستم مامان و پیدا کنیم، اما همه چیز رو خراب کردم.

صبح شده، مدیرما رفته کلیسا تا بجای می نام از خدا معذرت بخواد، می نام هم به جای اون از ئیس ان معذرت بخواد! تاکیونگ هم که  به فکر این بود که گومی نام چیزیش شده یا نه به جرمی زنگ میزنه و از اون میپرسه که می نام خوبه؟

می نام میره دفتر ر ئیس ان که همه چیز رو بهش بگه ؛ اما رئیس ان نیست. منتظر میشه تا بیادش. عمه هم اومده می نام رو ببینه، اما موفق نمیشه، ولی نامش رو بدست می نام میرسونه.

می نام نامه رو نگاه میکنه که یه عکس از اون و برادرش و پدرش بود. می نام میگه کی بود، چی بود؟ میگن یه خانوم، خوش قیافه با لباس قرمز بود.گومی نام میگه شاید مادرم باشه و میره دنبالش.

می نام با عجله میره بیرون؛ از طرفدارایی که پایین بودن میپرسه که اون خانوم کوش؟ میگن رفت سمت مترو.

می نام کلی داره میدوه، اما عمشو پیدا نمیکنه وتوی ایستگاه سرگردون مونده، مردم هم یه کمی اون رو میشناسن. تاکیونگ سر میرسه و کلاه می نام رو میندازه سرش و میگه تا مردم نشناختنت بیا بریم.

یه گوشه ای تو دفتر کارشون در فضایی باز ایستادن؛ گومی نام میگه: اگر مادرم هم نباشه مهم نیست اگه خبری هم از مادرم بگیرم برام کافیه؛ دوباره میاد آره؟(آخه این بی احساس  چه میدونه؟!) تاکیونگ هم میگه: اگر هم بیاد تو اینجا نیستی یادت رفته چه قولی دادی؟و بعد میگه از آدمایی که دنبال زندگی نکبت قبلشون هستن بدم میاد.

می نام میگه : باید مادرم رو پیدا کنم. لااقل تا وقتی برگرده بزار بمونم. اما تاکیونگ یک دنده تر از این حرفاست!

دوباره توی هتل تاکیونگ با مادرش برخورد میکنه؛ مادرش  میگه چون از من بدت میاد اینقدر بی تفاوت رد میشی؟ شاید برای دیدن من به این هتل میای؟ تاکیونگ هم میگه: چه از خود راضی!؟ مادرتاکیونگ میره، اما تاکیونگ یاد بچگیش میفته که برای دیدن مادرش فقط باید تلویزیونونگاه میکرد! 

گومی نام تصمیمش رو گرفته و میخواد توی گروه بمونه. توی پارک میاد پیش تاکیونگ. اونم میگه: بازم اومدی التماس کنی؟

-بله برام خیلی مهمه!

-برای منم مهمه که از شر تو خلاص شم.

-(یه حلقه میده به تاکیونگ) میگه: این تنها چیزیه که من از گذشته دارم، اونی که منو داداشمو بزرگ کرده بهمون گفته که این برای ازدواج مامان و بابامونه.این با ارزش ترین چیز دنیاست اینو بگیر و بهم اعتماد کن.

-اگه اینطوری زجر بکشی میتونی مادرتو پیداکنی؟

-اگر نیتم پاک باشه پیداش میکنم.

تاکیونگ هم حلقه رو برمیداره و پرتش میکنه توی دریاچه پارک!!ومیگه: ببینم میتونی با نیت پاکت چیزی رو پیدا کنی یا نه؟ اگه چیزی رو بذاری کنار دیگه گذاشتی کنار، کاری که مادرت کرد! پس خودت رو جای گومی نام نزار.

گومی نام هم بهش برمیخوره و تاکیونگ رو هل میده و میگه گفتم برام عزیزه. تاکیونگم میگه دیدی چون نمیتونی پیداش کنی عصبانی شدی! اگه پیداش کنی دیگه کاریت ندارم.

خلاصه می نام میره وسط آب و دنبال حلقه میگرده، شب میشه ولی گومی نام ناامید نمیشه؛ تاکیونگم یواشکی یه سری بهش میزنه و میگه عمرا پیداش کنی( آخه حلقه دست خودتاکیونگه و ننداختتش تو اب)

صبح میشه، تاکیونگ بلند میشه و میگه الان دیگه حتما رفته، البته می نام سمج تر از این حرفاست و هنوز داره دنبال حلقه میگرده!! تاکیونگ میاد جلو و میگه: بیخیال شو بیا بیرون، لازم نیست، ( اماگومی نام گوش نمیده وبه کارش ادامه میده) خلاصه تاکیونگ مجبور میشه و میگه :حلقه اینجاست
گومی نام یه نگاه میندازه و میاد بیرون و میگه دیدی پیداش کردم! بهم اعتماد کن، حلقه رو از دست تاکیونگ میکشه،تاکیونگ فکر میکنه که گومی نام میخواد بزنتش اما گومی نام محکم بغلش میکنه! اونم نمیدونه دقیقا چکار کنه فقط کلاش رو میندازه روی سرش که کسی نشناستش!!

بعد میخوان با هم برگردن پیش بغیه ی گروه، تاکیونگ به می نام میگه: من فقط دارم تجدید نظر میکنم، کمکت نمیکنم. هر وقت دیدی نمیتونی طاقت بیاری خودت بی سروصدا برو.

 قراره که A.N.jell برای فستیوال اسیا یه فیلمبرداری داشته باشن،تاکیونگ به گومی نام میگه: میدونی قراره صحنه توی استخر شنا باشه؟(یعنی می نام لو میره؟؟؟؟ معلومه که نه سریال تازه شروع شده)

سر فیلمبرداری گومی نام میفهمه که قراره با لباس فیلمبرداری کنن و کلی خوشحال میشه.

موقع فیلمبرداری، گومی نام که شنا و زیر آب موندن بلد نیست کلی خراب میکنه و صدای بقیه رو بجز شین وو در میاره.

 
پست بعدی ادامه
دیدگاه ها (۲)

بغلش کرد

بعد از فیلمبرداری، تاکیونگ به گومی نام میگه: اصلا کیف نداد، ...

میگه: مچت رو گرفتم، گومی نام، دیگه کارت تمومه!بعد تاکیونگ می...

قسمت دوبروپست بعدی خلاصه قسمت سه شروع میشهشماهم سفارش بدین ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط