{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکن
گفت اگر یار منی شکوه ز آزار مکن

گفتمش چند توان طعنه ز اغیار شنید
گفت از من بشنو گوش به اغیار مکن

گفتم از درد دل خویش به جانم ، چه کنم
گفت تا جان شودت درد دل ، اظهار مکن

گفتم اقرار به عشق تو نمی کردم کاش
گفت اقرار چو کردی دگر انکار مکن

گفتم آن به که سر خویش فدای تو کنم
از میان ، تیغ بر آورد که زنهار مکن

گفتمش محتشم دلشده را خوار مدار
گفت خود را ز پی عزت او خوار مکن


#محتشم_کاشانی
دیدگاه ها (۱)

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار مک...

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار م...

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار مک...

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار م...

.گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار م...

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار مک...

گفتمش دم به دم آزار دل زار مکنگفت اگر یار منی شکوه ز آزار مک...

#خط#فرهنگی#هنریخط خودم :گفتم از درد دل خویش به جانم چه کنم *...

یار آمد و من طاقت دیدار ندارماز خود گله‌ای دارم و از یار ندا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط