{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد در ورای خاطرات کودکی

کاش می شد در ورای خاطرات کودکی

چرخ گردون فلک

ساعتی زین گردش بی حاصلش

مکث می کرد و مرا

در بین خاطرات کودکی

جا می گذاشت

کاش می شد فاصله معنی نداشت

در دل ما غصه ها جایی نداشت

بی کسی ؛ چون قصه ها افسانه بود

عاشقی ؛ سهم دل دیوانه بود
دیدگاه ها (۱)

💙آدم‌ها را نه با آغازشان، که با پایانشان می‌توان شناخت.عشق د...

✈️ چند روز بیشترپارت ۱۲ چند ساعت بعد، لیا تقریباً همه‌چیز رو...

𝐓𝐡𝐞 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐜𝐞𝐬𝐬, 𝐥𝐚𝐬𝐭 𝐬𝐦𝐢𝐥𝐞:𝐏𝐚𝐫𝐭 𝟑جونگ‌کوک برای چند ثانیه هیچ ج...

چند پارتی تهیونگ

p25هوا تاریک شده بود.خانه‌ی سویون، برخلاف همیشه، امشب ساکت‌ت...

.#دلیاخــــــــلاقم ...............    حکم ميکــــــنه.........

بالا و پایین ویلا رو نگاه کرد. صدای عربده و داد بیداد های ای...

𝙍𝙚𝙙 𝘼𝙨𝙥𝙝𝙖𝙡𝙩p10جونگکوک از زیر چشم نگاهی به آبنبات قرمز رنگ بی...

جنگل نفرین شده پارت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط