{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بار دیگر، نینوایی شد دلم

بار دیگر، نینوایی شد دلم
شور آمد؛ کربلایی شد دلم
توشه ای از عشق و جان برداشتم
خیمه در نور نجف افراشتم
اشک و اندوه و تمنّا پیش رو
یک سبد پرسش، به باغ گفت و گو
خویش و در موج انداختم
شیعه را ــ آن سان که باید ــ یافتم
شیعه یک دریا ... ولی بی انتها
از محبت، از توکل، از دعا
شیعه یعنی هم نوای رود خون
عقل و دل؛ امّا به سیمای جنون
شیعه یعنی وسعت معنای درد
با هجوم فتنه دائم در نبرد
شیعه یعنی میوه صبر علی
سوختن؛ بی شرط ؛ بی امّا، ولی
شیعه، پرچم دار راه فاطمه
خیره در چشم خطر، بی واهمه
شیعه یعنی بندی ِ نیرنگ ها
غربت جان سوز و درد مجتبی
شیعه یعنی خندق و بدر و حُنین
شیعه: زخم کربلا، داغ حسین
شیعه یعنی آشنای راه نور
شیعه: بیداری و احساس و شور
شیعه یعنی اوج درد انتظار
شیعه، بی خورشید: روح بی قرار
شیعه: اندوه نگاه لاله ها
شیعه: معنای تمنّا در دعا
شیعه یعنی اشتیاق یک ظهور
شیعه: بوی عشق، معنای حضور
شیعه یعنی مهر در دنیای کین
شیعه: روح سبز در مرگ زمین
شیعه ... یعنی یک طلوع بی غروب
شیعه: ... یک لبخند در دنیای خوب
دیدگاه ها (۴)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌«کلمات، پرسه ‍زنان در گذر ثانیه‌ها رنگ باخته‌ان...

آسمان را رنگ چشمان تو می پنداشتم گرمی دست تو را، دست خدا انگ...

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی ناامیدیها ز خلقشیعه یعن...

شیعه یعنی پرتویی از نور حق شیعه یعنی نا...

کاش میشد لحظه ها را حبس کرددر کتاب زندگانی دست کردکاش در تقد...

جلبابش بوی شکوه زهرا میدادبوی دخت برگزیده ی عالم و آدم می دا...

🌿 پست‌های ویژه 🌿🌿 در ژرفای درد، نوری پنهان است 🌿✨ فصل اول — ...

علی یعنی شکوه آفرینشفروغی نو ز روح آفرینشعلی یعنی تمام عشقبا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط