{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

✨ 🌸 ✨ 🌸 ✨

✨ 🌸 ✨ 🌸 ✨
از کاسبی پرسیدند:

چگونه در این کـوچه ی پرت و بی عابر کسب روزی میکنی؟
.
گفت:آن خدایی که فـرشته مرگش،مرا درهرسوراخی که باشم پیدا میکند،چگونه فرشتگانِ روزیش مرا گم میکنند...!
دیدگاه ها (۱)

چهار حکایت کوتاه اما تاثیر گذار:🍁حکایت اول:از کاسبی پرسیدند:...

' در این اتاق ، زمان ایستاده است . قابِ عکسِ رویِ میز ، آخری...

دلم لحظه ای درنگ میخواهد ایستادن میخواهد دمی نفس کشیدن میخوا...

‏بنده در حال حاضر تمام "نا" ها هستم.‏ناراحت، ناکافی، نادرست،...

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

پارت اول《بخش اول از زندگینامه تهیونگ》《Custom kiss》          ...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

رمان انتقام ازدواج کامل

رمان لونا و ویلیام قسمت ۱۲

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط