{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

غمگین شددختری که به خنده معروف بود

عشق آن نيست که به هم خيره شويم! عشق آن است که هر دو به يک سو بنگريمحس که پيدا شد عشق باريدن گرفت، هيچ ميدانی رمز عاشق بودن هرکس فقط اين است: ساده بودن، ساده ديدن، و ساده پذيرفتن...پس ساده ميگويم، ساده...دوستت دارم😘
خنده‌هات تمام زندگی منه تو بخند تا به همه ثابت کنم یک دیوانه دوایش قرص نیست! لبخند یارش است🫀🤍
بخندی میگذره، نخندی هم میگذره پس بخند تا خوش بگذره✨️ و غم در چِشمان ما شنا میکند حتی اگر لبخند بزنیم.️ چه کسی می گوید که در دریای چشمان کسی می توان غرق شد!؟ یا که در جنگل چشمان کسی سبز شد!؟ پس چرا قهوه چشمانش جهان من شد!!! یا که بوی ،تلخ،قهوه بهترین عطر شد!! پس چرا در عسل چشم کسی گم نشدم؟؟! این چنین درگیر رنگ قهوه ی چشمش شدم!!!️

#پروفایل

سختــــی هايی ك امروز تحمــــل ميكنی
موفقيت هايی هســــت ك فردا بدست ميــــاری ...🌿

'از الان منتظر پاییزم!
روزهای کوتاه، ساکت، سرد، خیابونای
زرد و نارنجی، بوی نارنگی، صدای بارون…
«باشد که روزها ما را
به آنچه دوست داریم برسانند...»🌱🤍




𓏲 👸ملکه خوب ها ↝ @mhchuf ☕︎ ♬ ˒

#شبنم_تووزلو 💓
#پاییز‌تن‌طلایی🍂🧡
دیدگاه ها (۱۰)

《검은 마음》پارت دهم | روزهای معمولی... یا شاید نهصبح سه‌شنبه...ح...

از ترس تا اعتمادpart: 9«آخر» ...

رمان: طنین سکوت (Echoes of Silence)🎼 پارت سوم: در میانِ بخار...

پارت ۳۰ | پایانِ سایه‌ها 🌙❤️سه سال بعد...صدای خنده‌ی بچه‌ها ...

«عشق مخفی با یکی از هفت شاهزاده» پارت : ۴۶ صبح با صدای آرام ...

تک پارتی از جونگ کوک اسم فیک :شرطِ مرگبارنورهای کم‌سوی کافه ...

پارت: 25 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**اگر کسی چند هفته پیش بهم ...

《검은 마음》پارت هشتم | عمارتی که سکوت را دوست ۱داشتسه روز بعد......

*گذری بر کوچه های کودکی امروز...از پشت پنجره ی خیالکودکی های...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط