ای درخت آشنا!

ای درخت آشنا!
شاخه های خویش را
ناگهان کجا جا گذاشتی؟
یا به قول خواهرم فروغ
دستهای خویش را
در کدام باغچه عاشقانه کاشتی؟

این قرارداد تا ابد میان ما برقرار باد:
چشمهای من به جای دستهای تو
من به دست تو آب می دهم
تو به چشم من آبرو بده..
من به چشم‌های بی قرار تو قول می دهم:
ریشه های ما به آب
شاخه های ما به آفتاب می رسد،
ما دوباره سبز می شویم!

قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱)

◍⃟♥️ريشه‌های ما به آب،شاخه‌های ما به آفتاب می‌رسد،ما دوباره ...

🩵🤍 چشم‌هایت رادر رؤیاییکه پایان نداشت،دیده‌ام...پناهِ روشنِ ...

بیدی از بلور، سپیداری از آب،فواره‌ای بلند که باد کمانی‌اش می...

پارت ۱۳

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❶_بخش پنجم_جولیت_جایی می‌رویم که نمی‌شناسم و اتف...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁶ویو جونکوک______جنگل تا...

𝓕𝓪𝓵𝓵𝓲𝓷𝓰 𝓵𝓸𝓿𝓮 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷 𝓪𝓷𝓭 𝓪𝓰𝓪𝓲𝓷③_بخش دوم_بشقابم را از جلوی دستم...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌78حدود نیم ساعت گذشت.صدای قدم‌هایی روی س...

#تاج_و_طوفانپارت ۲۳۴: گفت‌وگوی مردانه یا میدان جنگ؟همه هنوز ...

صدای شلیک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط