{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#حکایت/ حضرت عیسى(ع) و جوان گناهکار

#حکایت/ حضرت عیسى(ع) و جوان گناهکار
روزى حضرت عیسى (ع) از صحرایى می‌گذشت.
در راه به عبادتگاهى رسید که عابدى در آنجا زندگى می‌کرد. حضرت با او مشغول سخن گفتن شد. در این هنگام جوانى که به کارهاى زشت و ناروا مشهور بود از آنجا گذشت. وقتى چشمش به حضرت عیسى (ع) و مرد عابد افتاد، پایش سست شد و از رفتن باز ماند و همان جا ایستاد و گفت: «خدایا من از کردار زشت خویش شرمنده‌ام. اکنون اگر پیامبرت مرا ببیند و سرزنش کند، چه کنم؟ خدایا! عذرم را بپذیر و آبرویم را مبر.»
مرد عابد تا آن جوان را دید سر به آسمان بلند کرد و گفت: «خدایا! مرا در قیامت با این جوان گناهکار محشور مکن.»
در این هنگام خداى برترین به پیامبرش وحى فرمود که به این عابد بگو: «ما دعایت را مستجاب کردیم و تو را با این جوان محشور نمی‌کنیم، چرا که او به دلیل توبه و پشیمانى، اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینى، اهل دوزخ.»

کیمیاى سعادت
دیدگاه ها (۱۰)

عصمت پیامبران ... حضرت موسی...

زندگینامه شهید محمد زیارتی_تنگستان _بندرخورشهاب

روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می‌گذشت. در راه به عبادتگاهی رس...

که او به دلیل توبه و پشیمانی اهل بهشت است و تو به دلیل غرور و خودبینی، اهل دوزخ!

✍ عبرتـــ✨ 🌹 🍃 روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت...

روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می‏گذشت. در راه به عبادت‏گاهی ر...

# عاقبت به خیری .روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در را...

💕 روزی حضرت عیسی (ع) از صحرایی می گذشت. در راه به عبادت گاهی...

روزی حضرت عیسی(ع) از صحرایی می‌گذشت. در راه به عبادت‌گاهی رس...

بسم رب المهدی عجل الله

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط