{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گاهی آدم اینقدر احساس بی کسی میکنه که دلش میخواد همه مشکل

گاهی آدم اینقدر احساس بی کسی میکنه که دلش میخواد همه مشکلات رو رها کنه و فرار کنه...
دیگه حتی مهم نیست بگن ضعیف بود یا کم آورد...
دلم میخواس گاهی کسی بود که میتونستم از تمام مشکلات و دغدغه هایی که توی مغزم رژه میرن باها‌ش حرف بزنم...
نه اینکه کاری انجام بده...
نه...
فقط بشنوه...
تا من خالی بشم...
دیدگاه ها (۱۱)

قسمت ۷

رمان دختری که هیچکس انتخابش نمیکرد

ترسیده بود. سرش درد میکرد. حالش خوش نبود. ل درد وحشتناکی تو ...

dark life=23

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

اون.... اون مرد بود؟ مردی با موهای سفید و تی‌شرت و شلوار سیا...

Custom bride part : 3

دیگه کسی نیومد با ریندو قمار کنه مگه با کارت هایی به حز کارت...

🐶: قبلا توی بابلم بهش اشاره کردم ولی یکی نوشته بود که از وقت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط