.

.
به خودم آمدم انگار تویی در من بود
این کمی بیشتر از دل به کسی بستن بود
.
پیش چشم همه از خویش یَلی ساخته ام
پیش چشمان تو اما سپر انداخته ام
.
ناگهان دشنه به پشت آمد و تا بیخ نشست
ماه من روی گرفت و سر مریخ نشست
دیدگاه ها (۳)

◝به خودم آمدم انگار تویی در من بود ؛‏این کمی بیشتر از دل بہ ...

ماه پنبه ای

HATE TO LOVE⁵(ویو:رز)پادشاه:ببین رز...کشورمون بیشتر از هر چی...

پارت ۱ساعت ۲:۴۱ بامداد بود.همه خواب بودند.تو هم خوابیده بودی...

ای سروِ ناز، بر سرِ پیمانِ ما بمانای ماهِ شب، به خلوتِ چشمان...

پارت 2

جنگل نفرین شده پارت ۱۹

A Shadow Named You سایه‌ای به نام تو P.1 (روایت از زبان ن...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

( last minute )

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط