{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پیشانی ام سجده گاه لب هایت

پیشانی ام سجده گاه لب هایت
چشمانم میعادگاه قدم هایت
دستانم تکیه گاه خستگیهایت
و قلبم حریم دلتنگیهایت
تمامی اینها ارزانی نیم نگاهت!
دیدگاه ها (۱)

در بازی دل نگاه من دست تو بود ....هر برگ دلم شکسته پا بست تو...

-قَشَنگِه!+چی؟-اینکِه میدونی بِهِش نِمیرِسیوَلی بازَم خاطِرش...

رازٍ سٌڪـــــُوت را …⇦نًمـ نًمـ اًشڪــــــْـــ⇨ مے...

من از نگاه کردنت پرستش و شناختم خدارو سجده میکنم از این بتی ...

سناریو ران

Four

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 🔟╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین همان لحظه از د...

نام رمان: سایه‌ی نقره‌ایباران شدیدی به شیشه‌های عمارتِ سنگی ...

ساعت از نیمه‌شب گذشته بود و استودیو تقریباً خالی شده بود. اَ...

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁹⁵لب‌هام رو روی هم فشار دادم.+اره..دوست...

سناریو کازوتورا درخواستی

Twelve

──• ⌞𝐌𝐚𝐬𝐤⌝ •──نـقــاب⁶⁷نگاهش بالا اومد و به افکارم پایان داد...

وقتی بهت توجه نمی کرد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط