{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم : عزیزم ازکجا می دونستین ؟
جواب داد :








مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!
😆 😆 😂 😂 😂 😂 😂 😂




جوک بعدی.....




‏خواب دیدم ۱۵ تا ماشین دارم









تو خواب گریه میکردم که چطوری میتونم پول بنزین اینارو بدم😑 😂

روحمم فقیره ...😂



جوک بعدی....



تو رستوران نشسته بودم،
دختره با دوستش با یه کلاسی اومد تو،
با کلی عشوه menu رو برداشت ...
بعد با کلی مکث سرشو آورد بالا و با یه حالت خاصی گفت:
۲ تا بام دریت جعفری واسه منو عشقم لدفن ...☺ ️






اون بام دریت جعفری نیست!!!
با مدیریت جعفریه!!!
😖
سه نفر در جا سکته زدند
😫
آقای جعفری استعفا کرد
😐
عشقش از طبقه سوم خودشو پرت کرد پایین
😕
گارسونه از بس خندید مرد
😂 😂 😂 😂 😂
دیدگاه ها (۱)

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها , بچه صاحبخونه گفت:خاله ما م...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها بچه صاحبخونه گفت : عمو ما مید...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،بچه صاحبخونه گفت:عمو ما میدون...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،بچه صاحبخونه گفت:عمو ما میدون...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها بچه صاحبخونه گفت: عمو ما میدو...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناهابچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدو...

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناهابچه صاحبخونه گفت : عمو ما میدو...

دعوت دوس دخترم رفتیم رستوران... با کلی عشوه menu رو برداشت....

دعوت دوس دخترم رفتیم رستوران... با کلی عشوه menu رو برداشت....

دعوت دوس دخترم رفتیم رستوران... با کلی عشوه menu رو برداشت....

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط