{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها ,

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها ,
بچه صاحبخونه گفت:خاله ما میدونستیم شما میاین خونمون

گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟

جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام

بابام گفت الان یه خری میاد خونمون!!!!!!!!!
:-\
:-|
o_O
دیدگاه ها (۲)

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

جدایی

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

KIM V

سیلام 🧸 بریم پارت گذاری !؟لتس گوویو «ا/ت»به خونه رسیدیم ، هو...

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

پارت ۱۳یون: نه نگو که ا/ت زنگ بزن دکترا/ت : اوکیکه مامانم زن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط