سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها ,
بچه صاحبخونه گفت:خاله ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟
جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون!!!!!!!!!
:-\
:-|
o_O
بچه صاحبخونه گفت:خاله ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟
جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون!!!!!!!!!
:-\
:-|
o_O
- ۴۷۰
- ۲۵ مرداد ۱۳۹۳
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط