{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها،
بچه صاحبخونه گفت:عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم :عزیزم ازکجا می دونستین؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
جواب داد:مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام گفت الان یه خری میاد خونمون !!!! |:
دیدگاه ها (۷)

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

KIM V

جدایی

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

تکپارتی𝕁𝕀𝕄𝕀ℕ ♥🍷شخصیت ها: جیمین. لیا. کیا. یونگی. ادمین: امید...

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

True Love②⑧با خوشحالی رفتم داخل خونه ا/ت: ماماننننن، ماماننن...

پارت چهاردهم ات. صبح حدود ساعت ۹ بود که با درد زیر شکم از خو...

#عشق در نگاه او part 4ویو سالی رفتم رو تخت دراز کشیدم همش دا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط