{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها

سرزده رفتیم خونه یکی از آشناها
بچه صاحبخونه گفت: عمو ما میدونستیم شما میاین خونمون
گفتم: عزیزم ازکجا می دونستین؟
جواب داد: مامانم چای آورد تفاله چایی اومده بود روی استکان بابام
بابام گفت الان یه خری میاد خونمون!!
دیدگاه ها (۱)

با دوست دخترم پشت چراغ قرمز وایستاده بودیم گل فروشه اومد گفت...

ﺁﻫﺎﯼ ﺁﻗﺎﭘﺴﺮﯼ ﮐﻪ ﭘﺎﺭﮎ ﺩﻭﺑﻠﻪ ﺧﺎﻧﻤﺎﺭﻭ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ!!! . . . . ...

‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌𝆬 ‌ּ݂͡ ‌ִ᷅݃݁ ‌᷎݁݁݀𝗆𖫲𖫰𖫱𝖾𝗈𝗐   𝗆𝖾𝗈𖫲𖫰𖫱𝗐   ‌𝗌𝗐𐨹...

P⁸The name of the story: A Ruined, Forced Love(عشق تباه شده ...

P⁶همین‌طور که سورا زیر سینه‌م آروم گرفته بود و چشماش خمار خو...

My‌ little marshmallow∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆°∆P6جیمین: عااا چیز...

مهمونی خطرناک پارت = 14 چند دقیقه بعد:همینطور که داشتیم بحث ...

KIM V

جدایی

تک پارتی درخواستی وقتی خانوادش ازت خوششون نمیومد سلام من ات...

پارت ۲۳

part ⁶ویو جونگکوک:وقتی بابام تلفن و قطع کرد چند ثانیه به گوش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط