{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.........

.........
هله عاشقان بکوشید که چو جسم و جان نماند

دلتان به چرخ پرد چو بدن گران نماند

دل و جان به آب حکمت ز غبارها بشویید
هله تا دو چشم حسرت سوی خاکدان نماند

نه که هر چه در جهانست نه که عشق جان آنست
جز عشق هر چه بینی همه جاودان نماند

عدم تو همچو مشرق اجل تو همچو مغرب
سوی آسمان دیگر که به آسمان نماند

ره آسمان درونست پر عشق را بجنبان
پر عشق چون قوی شد غم نردبان نماند

تو مبین جهان ز بیرون که جهان درون دیده‌ست
چو دو دیده را ببستی ز جهان جهان نماند

دل تو مثال بامست و حواس ناودان‌ها
تو ز بام آب می‌خور که چو ناودان نماند

تو ز لوح دل فروخوان به تمامی این غزل را
منگر تو در زبانم که لب و زبان نماند

تن آدمی کمان و نفس و سخن چو تیرش
چو برفت تیر و ترکش عمل کمان نماند


مولوی
دیدگاه ها (۱۰)

هله عاشقان بکوشید، که چو جسم و جان نمانددلتان به چرخ پَرَّد،...

چو نمازِ شامِ هر کس بنهد چراغ و خوانیمنم و خیال یاری غم و نو...

Attar-050518

#ابر می‌بارد و من می‌شوم از #یار جداچون کنم #دل به چنین روز ...

برای پارت دوم‌فالو کن متن کامل :❤️به نام خداوند این سرزمینخب...

شهید زنده ای جانباز نستوهصلابت در تنت پیچیده چون کوهگل خورشی...

ناز من، عشق من! ز چشم ترم زود مروسر و جانم به فدایت ، ز برم ...

هزار جَهد بکردم که سِرِّ #عشق بپوشمنبود بر سر آتش، مُیَسَرم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط