÷ پرستار چی شده
÷ پرستار چی شده
پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی بالاست چون یه موتور سوار که یه پسر به اسم میونگ سو هست به اون زده
÷ گفتی ..................چییییی ( عصبانی )
پرستار : میونگ سو
÷ ای سوآی احححمققققق خودت و جد و آبادت رو خاک میکنممممم اگر ات چیزیش شد میکشمت مییییککککشششممممممم
پرستار : آقا لطفا آروم تر
( که یهو کوک یه صدایی از تو کما شنید )
÷ چیییی...نههه.........نههههه.........نههههههه این .....این امکان نداره هق ات قویه ات زنده میمونه هق دختر کوچولوم ........هق هق دخترم زنده هستتتت هق نههههههه اااااتتتتت
پرستار : برین کنار آقا برین کنار
× نهههههه هق ات ...ترو .....ترو خدا ترکم نکن...هق منو ببخش.......هق غلط کردمممممم منوووو بببببخخخششششش هق هق هق هق
پرستار : متاستفیم دوتاشون رو از دست دادیم
÷چی منظورتون از.......دوتاشون........( هنگ میکنه )
پرستار : بله همسرتون باردار بودن ÷نههههههههههههههههههههههههه هق ااااااااااااااتتتتت هق
÷ همش تقصیر منههههه هق ببخشییئدد اااتت ...ببخشییییییییییییددددد
..............ویو چند روز بعد
( کوک بایه تیغ اومده کنار قبر ات)
÷ سلام ات قشنگم......خوبی ؟
دلم واست تنگ شده ........خیلی زیاادد یکمی فکر کردم و با خودم گفتم من ترکت کردم تو هم منو .....حالاچرا من نیام پیشت ؟
آماده باش .........عشقم
( و کوک رگ دستشو زد و اونم رفت پیش عشق زندگیش)
پایان
پرستار : مشخص نیست احتمال مردن همسرتون خیلی بالاست چون یه موتور سوار که یه پسر به اسم میونگ سو هست به اون زده
÷ گفتی ..................چییییی ( عصبانی )
پرستار : میونگ سو
÷ ای سوآی احححمققققق خودت و جد و آبادت رو خاک میکنممممم اگر ات چیزیش شد میکشمت مییییککککشششممممممم
پرستار : آقا لطفا آروم تر
( که یهو کوک یه صدایی از تو کما شنید )
÷ چیییی...نههه.........نههههه.........نههههههه این .....این امکان نداره هق ات قویه ات زنده میمونه هق دختر کوچولوم ........هق هق دخترم زنده هستتتت هق نههههههه اااااتتتتت
پرستار : برین کنار آقا برین کنار
× نهههههه هق ات ...ترو .....ترو خدا ترکم نکن...هق منو ببخش.......هق غلط کردمممممم منوووو بببببخخخششششش هق هق هق هق
پرستار : متاستفیم دوتاشون رو از دست دادیم
÷چی منظورتون از.......دوتاشون........( هنگ میکنه )
پرستار : بله همسرتون باردار بودن ÷نههههههههههههههههههههههههه هق ااااااااااااااتتتتت هق
÷ همش تقصیر منههههه هق ببخشییئدد اااتت ...ببخشییییییییییییددددد
..............ویو چند روز بعد
( کوک بایه تیغ اومده کنار قبر ات)
÷ سلام ات قشنگم......خوبی ؟
دلم واست تنگ شده ........خیلی زیاادد یکمی فکر کردم و با خودم گفتم من ترکت کردم تو هم منو .....حالاچرا من نیام پیشت ؟
آماده باش .........عشقم
( و کوک رگ دستشو زد و اونم رفت پیش عشق زندگیش)
پایان
- ۱۰۵
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط