پارت ۴
پارت ۴
ویو الکس
ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ناهارم رو قبلااا خورده بودم یکمی پیشش دراز کشیدم و وقتی ات خوابش برد از اتاق اومدم بیرون و الان دارم میرم با مامانم حرف بزنم یعنی چی که ات رو میزنن
شوگا : سلاااااااممم مننن برگشتمممم
الکس : سلام ( سرد )
یوری : سلام
شوگا : الکس واسه چی با من سرد رفتار میکنی
الکس : ههه واقعا که.....از مامان بپرس یااااا....بهتره بگم خانم یوری
یوری : از کی تا حالا شدم خانم یوری
الکس : مامان خودت واسه بابا توضیح بده من میرم پیش ات در ضمن بعدا با هاتون کار دارم.
ویو الکس
خداااا دارم کلافه میشم دیگه برم یکمی ات رو بیدار کنم تا در اتاق ات رو باز کردم دیدم ات نیست یعنی چییییییی
الکس : اااااااااتتت اااااااتتت قشنگممممم ااااااتتتت بیاااا دیگههههههه داری داداشیت رو میترسونیییییی اااااتتتت
خداااااایاااااااا اااااتتتت کجایییییییی
شوگا : چیشده الکس
الکس : هق ات نیست هق
شوگا : چییییییی نههههههه ااااتتتتتتت
الکس : چیشد .....تو که از ات متنفر بودی
شوگا : اشتباه کردم.......امروز میخواستم بهش بگم ببخشید ولی الان نیست
یوری : وایسین این کاغذ چیه
شوگا : الان میخونمش نوشته << اگر ات رو میخواین بیایین به مخفی گاه بزرگ ترین دشمنتون >>
شوگا : نهههههه یعنی ات الان .....ات الان دست میونگ هست
( اسم رو کاملا از خودم در آوردم )
شوگا : کاااایییی زووودد بباااشش ماشینا رو بیار به اعضا هم بگو بیان
کای : چشم
( خلاصه شوگا و اعضا راه افتادن به سمت مخفیگاه میونگ وقتی رسیدن وارد شدن)
شوگا : هییییی میوووونگگگ اااتت رو بدههه بههه منننننن
میونگ : هه عمرااااا اول باند مافیاییت رو بده تا دخترت رو بهت بدم
شوگا: باشه باشه میدم کای و بقیه شما الان جزوی از ارتش میونگ هستین
میونگ : هه چقدر زود گول میخوری من فیلیکس هستم بابای واقعیه ات
شوگا و اعضا : چیییییییییی
فیلیکس : آره ......حالا بیا دخترت رو بگیر ( و بعد فلیکس و ارتشش توی تاریکی محو شدن و فرار کردن)
شوگا : نهههههههههه ااااااتتت دختررررممممم دخترم پاشو هق پاشو ترو خدا
ات : ( خیلی خیلی صدایی ضعیف ) بابا گریه نکن فلیکس به من تیر زد و من دیگه الاناست که میمیرم فقط بدون خیلی دوستت داشتم و دوستت خواهم داشت
شوگا : نهههههه ااااتتت این حرفاااا چیههههه میزنییییی ترووو خدااااااا نخوااااببب نههههه
ات : بابا...... میخوام بخوابم خداحافظ
شوگا : نههههههههههه ااااااتتتتتت هق هق نهههههه هق
جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان
ادامه در پست بعد
ویو الکس
ات گفت منم پیشش بخوابم .....از اونجایی که من ناهارم رو قبلااا خورده بودم یکمی پیشش دراز کشیدم و وقتی ات خوابش برد از اتاق اومدم بیرون و الان دارم میرم با مامانم حرف بزنم یعنی چی که ات رو میزنن
شوگا : سلاااااااممم مننن برگشتمممم
الکس : سلام ( سرد )
یوری : سلام
شوگا : الکس واسه چی با من سرد رفتار میکنی
الکس : ههه واقعا که.....از مامان بپرس یااااا....بهتره بگم خانم یوری
یوری : از کی تا حالا شدم خانم یوری
الکس : مامان خودت واسه بابا توضیح بده من میرم پیش ات در ضمن بعدا با هاتون کار دارم.
ویو الکس
خداااا دارم کلافه میشم دیگه برم یکمی ات رو بیدار کنم تا در اتاق ات رو باز کردم دیدم ات نیست یعنی چییییییی
الکس : اااااااااتتت اااااااتتت قشنگممممم ااااااتتتت بیاااا دیگههههههه داری داداشیت رو میترسونیییییی اااااتتتت
خداااااایاااااااا اااااتتتت کجایییییییی
شوگا : چیشده الکس
الکس : هق ات نیست هق
شوگا : چییییییی نههههههه ااااتتتتتتت
الکس : چیشد .....تو که از ات متنفر بودی
شوگا : اشتباه کردم.......امروز میخواستم بهش بگم ببخشید ولی الان نیست
یوری : وایسین این کاغذ چیه
شوگا : الان میخونمش نوشته << اگر ات رو میخواین بیایین به مخفی گاه بزرگ ترین دشمنتون >>
شوگا : نهههههه یعنی ات الان .....ات الان دست میونگ هست
( اسم رو کاملا از خودم در آوردم )
شوگا : کاااایییی زووودد بباااشش ماشینا رو بیار به اعضا هم بگو بیان
کای : چشم
( خلاصه شوگا و اعضا راه افتادن به سمت مخفیگاه میونگ وقتی رسیدن وارد شدن)
شوگا : هییییی میوووونگگگ اااتت رو بدههه بههه منننننن
میونگ : هه عمرااااا اول باند مافیاییت رو بده تا دخترت رو بهت بدم
شوگا: باشه باشه میدم کای و بقیه شما الان جزوی از ارتش میونگ هستین
میونگ : هه چقدر زود گول میخوری من فیلیکس هستم بابای واقعیه ات
شوگا و اعضا : چیییییییییی
فیلیکس : آره ......حالا بیا دخترت رو بگیر ( و بعد فلیکس و ارتشش توی تاریکی محو شدن و فرار کردن)
شوگا : نهههههههههه ااااااتتت دختررررممممم دخترم پاشو هق پاشو ترو خدا
ات : ( خیلی خیلی صدایی ضعیف ) بابا گریه نکن فلیکس به من تیر زد و من دیگه الاناست که میمیرم فقط بدون خیلی دوستت داشتم و دوستت خواهم داشت
شوگا : نهههههه ااااتتت این حرفاااا چیههههه میزنییییی ترووو خدااااااا نخوااااببب نههههه
ات : بابا...... میخوام بخوابم خداحافظ
شوگا : نههههههههههه ااااااتتتتتت هق هق نهههههه هق
جونگ کوک : شوگا پاشو باید بریم پلیسا دارن میان
ادامه در پست بعد
- ۲۰۲
- ۲۲ مهر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط