Part2
Part2
شاید که چه عرض کنم قطعا به خاطر بی تی اسه که زندم،،خیلی به خو.کش.ی فکر کردم اما همون لحظه بی تی اس میان جلوم و نمیزارن،البته تو خیال هام
حس می کنم اگر یک روزی بتونم بی تی اس رو ببینم اون روز بهترین روز زندگیمه،،یکی از آرزو هام اینه که برم فن ساین و جیهوپ رو بغل کنم.
داشتم به همینا فکر می کردم که خوابم برد..
(صبح شد)
آلارم زنگ خورد،،با خواب آلودگی خاموشش کردم و بلند شدم حاضر شم برای مدرسه،، ۱۸ سالگی خیلی سخته
(توی مدرسه)
وارد مدرسه شدم،، توی مدرسه نسبتا همه باهام بدن و من هیچ دوستی ندارم
رفتم توی کلاس نشستم رو نیمکت کیفم رو گذاشتم روی میز
- هی این همون دختر خل و چل هه هست
- بریم اذیتش کنیم؟
صدای حرفاشون به گوشم میرسید،،اما چیکار می تونستم بکنم مثلا؟بجز گریه کردن یا آهنگ گوشت کردن،بی تفاوت بودن،،،دام می خواد یکی رو داشته باشم که بتونم بهش تیکه کنم و هیچ دغ دغه ای نداشته باشم،،من بی تی اس رو دارم اما کاشکی میشد اونا در برابر قلدری ها هم ازم محافظت می کردن
تو همین فکرها بودم که معلم اومد سرکلاس
معلم-خب حضور غیاب می کنم
(یک ساعت بعد)
کلاس تموم شد داشتم وسایلم رو جمع می کردم که...
- هوی کوچولو
سرم رو آوردم بالا چند تا از همکلاسی هام دورم حلقه جمع شده بودن
- اربابت به خاطر امتحانا خسته شده،،پول بده اربابت رو خوشحال کن
ا.ت-پولی ندارم که بدم
شاید که چه عرض کنم قطعا به خاطر بی تی اسه که زندم،،خیلی به خو.کش.ی فکر کردم اما همون لحظه بی تی اس میان جلوم و نمیزارن،البته تو خیال هام
حس می کنم اگر یک روزی بتونم بی تی اس رو ببینم اون روز بهترین روز زندگیمه،،یکی از آرزو هام اینه که برم فن ساین و جیهوپ رو بغل کنم.
داشتم به همینا فکر می کردم که خوابم برد..
(صبح شد)
آلارم زنگ خورد،،با خواب آلودگی خاموشش کردم و بلند شدم حاضر شم برای مدرسه،، ۱۸ سالگی خیلی سخته
(توی مدرسه)
وارد مدرسه شدم،، توی مدرسه نسبتا همه باهام بدن و من هیچ دوستی ندارم
رفتم توی کلاس نشستم رو نیمکت کیفم رو گذاشتم روی میز
- هی این همون دختر خل و چل هه هست
- بریم اذیتش کنیم؟
صدای حرفاشون به گوشم میرسید،،اما چیکار می تونستم بکنم مثلا؟بجز گریه کردن یا آهنگ گوشت کردن،بی تفاوت بودن،،،دام می خواد یکی رو داشته باشم که بتونم بهش تیکه کنم و هیچ دغ دغه ای نداشته باشم،،من بی تی اس رو دارم اما کاشکی میشد اونا در برابر قلدری ها هم ازم محافظت می کردن
تو همین فکرها بودم که معلم اومد سرکلاس
معلم-خب حضور غیاب می کنم
(یک ساعت بعد)
کلاس تموم شد داشتم وسایلم رو جمع می کردم که...
- هوی کوچولو
سرم رو آوردم بالا چند تا از همکلاسی هام دورم حلقه جمع شده بودن
- اربابت به خاطر امتحانا خسته شده،،پول بده اربابت رو خوشحال کن
ا.ت-پولی ندارم که بدم
- ۲.۶k
- ۰۶ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط