گفته بودی زود می آیی ولیکن سالهاست

گفته بودی زود می آیی ولیکن سالهاست
در نبودت چون نهالی دور ماندم از بهار

بوی یادت در هوای صبح من هر دم رهاست
می دهد امید دیدار تو را بی اختیار
دیدگاه ها (۱)

شعر و غزل

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p57بعد از چند ثانیه گفت:«از وقتی یادت میا...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

### 💗 قولی که شکستینور آفتاب آرام‌آرام اتاق را روشن می‌کرد. ...

مارا پس از این خزان بهاری دگر است..

چند پارتی پارت ۱صدایِ خش‌خشِ برگ‌های پاییزی زیر پاهام، تنها ...

🌹اعوذبالله من الشیطان رجیم🌺☘🌼بِسْمِ ألله ألرحْمنِ ألرَحيمْأل...

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت ۱۵: خاطره‌ها و خنده‌هاکلبه‌ی چوبی کنار دریاچه، جایی بود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط