آورده است چشـــم سیــاهتـــــ یقین بـﮧ من

آورده است چشـــم سیــاهتـــــ یقین بـﮧ من
هم آفـــرین بـﮧ چشـــــم تــو ، هم آفـــرین بـﮧ مــن

من نـاگزیــر سوختنـــــم چون کـﮧ زل زده ست
خورشیـــد تیــز چشـــــم تـو با ذره بین بـﮧ مـن

ای قبلـﮧ گاه نــاز ! نمــازت دراز باد !

سجــاده ات شدم کـﮧ بســایی جبـیــن بـﮧ من

بر سینــــﮧ ام گذار سـرت را کـﮧ حـس کنـم

نــازل شده ست سوره ای از کفـــر و دیــن بـﮧ مـن

یــاران راستین مــرا می دهد نشـــان
این مــارهای سرزده از آستین بـﮧ من

تا دستـــــ من بـﮧ حلقـﮧ ی زلفتـــــ مزین است
انگار داده است سلیمــان نگیــن بـﮧ مـن

محدوده ی قلـمــرو من چیــن زلفـــــ توستـــــ

از عــرش تا بـﮧ فــرش رسیده ست این بـﮧ من

جغـرافیــــای کوچکـــــ من بــــازوان تـــوستــــــــــ

ای کاش تنگـــــــــــــــ تر شود این سرزمین بـﮧ مـن ..
علیرضا بدیع
دیدگاه ها (۱)

آورده است چشم سیاهت یقین به منهم آفرین به چشم تـو هم آفرین ب...

آورده است چشم سیاهت یقین به منهم آفرین به چشم تو هم آفرین به...

❤آورده است چشم سیاهت یقین به من هم آفرین به چشم تـو هم آفرین...

آورده است چشم سیاهت یقین به منهم آفرین به چشم تـو هم آفرین ب...

جغرافیایِ کوچک من بازوانِ توستای کاش تنگ‌تر شود این سرزمین ب...

چگونه ریشه درونم دوانده ای ای عشقکه زنده در دل پژمرده مانده ...

سلام و احترام🥀اربعین ، یادآور غربت کاروان عشق است...دل‌ها سی...

ای بیت بیتِ تارِ مویت شعر !محجوبه‌ی اشعارِ عریانم !وا کن گره...

مادر ماه بنی‌هاشم! قمر آورده‌اینخل امید ولایت را ثمر آورده‌ا...

السلام علیک یا امام رضا(ع) گفتم رضا و کاسه ی دستم فقیر شدمثل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط