{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ای بیت بیت تار مویت شعر

ای بیت بیتِ تارِ مویت شعر !
محجوبه‌ی اشعارِ عریانم !
وا کن گره از روسری دیگر
بردار، جلد از روی دیوانم

ای چشم‌هایت «مَعدَنُ‌المَضمون»
ای «مَخزَنُ‌الاشعار»، لب‌هایت
این چهره اصلا یک غزلواره‌ست
احسنت بر این شعر، ای جانم !

آواز کن لحنِ صدایت را
دستی بکش بر سازِ گیسویت
حالا بخوان از دفترم شعری
با یک غزل‌خوانی برقصانم

تو گرمیِ مردادِ خوزستان
من برف‌های بر دماوندم
آغوش وا کن؛ آب کن یخ را
آوار شو روی زمستانم

تب کرده‌ام؛ مثل کویری خشک
جغرافیای توست، سبزینه
تو مثل شالیزارِ زیرِ ابر
من تشنه‌ی یک قطره بارانم

شاید کمی از دور، زیبایم
اما تو نه؛ زیبای زیبایی
مثل شمالی مثل گیلانی
مثل جنوبِ شهرِ تهرانم

دارم به سویت می‌دَوَم هر روز
اما چرا دوری هنوز از من ؟!
دیگر فرار از عشق، جایز نیست
حرکت نکن ای خطّ پایانم ... !



♥ ️ ♥ ️

♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️❣ ️♥ ️
دیدگاه ها (۱۹)

دو چیز هیچ وقت از یاد آدما نمیره:دوستای خوب و روزهای خوبیه چ...

پرسید دوست رو چون دوستش داری بهش نیاز داری یا که چون بهش نیا...

ای که گفتی جان بده تا باشدت آرام جانجان به غم هایش سپردم نیس...

می‌روم و نمی‌رود؛ازسر من، هوای تو…

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط