برای بچه های تفحص و برای آن ها که به دنبال گمشده ی خود می

برای بچه های تفحص و برای آن ها که به دنبال گمشده ی خود می گردند، هیچ لحظه ای زیباتر از لحظه ی کشف پیکر مطهر شهید نیست؛ اما زیباتر از آن لحظه ای است که زیر نور آفتاب یا چراغ قوه، پلاکی بدرخشد. در طلاییه هنگامی که زمین را می شکافتیم، پیکر شهیدی نمایان شد که همراه او یک دفتر قطور اما کوچک بود؛ شبیه دفتری که بیشتر مداحان از آن استفاده می کنند. برگهای دفتر را گل گرفته بود و باز نمی شد. آن را پاک کردم، و به سختی بازش کردم. بالای اولین صحفه اش نوشته بود: «عمه بیا گم شده، پیدا شده!.»
نوکر شهدا
کمیل و حنظله
دیدگاه ها (۴)

(#قرمز_ممنوع ❤️#part²⁶﴿ویو راوی﴾دو روز گذشت.دو روزی که ات و ...

خــــورشــــــیــــد شـــبــــهــامــــ🌗ᴘᴀʀᴛ 49[ویو آرا]صبح ...

رمان هفتمین سایه

P : 17

پارت اول راز خون

برای بچه های تفحص و برای آن ها که به دنبال گمشده ی خود می گر...

شهیدی را در منطقه طلائیه تفحص کردیم.میان وسایلش دفتری کوچک و...

♥داستان کوتاه♥من هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی! ...

من هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی! دفتری پر از بر...

من هستم و تنهایی ، تنهایی هست و یک دفتر خالی! دفتری پر از بر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط