{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شهیدی را در منطقه طلائیه تفحص کردیم.

شهیدی را در منطقه طلائیه تفحص کردیم.
میان وسایلش دفتری کوچک و قطور مثل دفتر مداحان بود.
صفحه اولش را که نگاه کردم، نوشته بود:
عمه بیا گم شده پیدا شده.

"شهید گمنام"

✍ راوی: محمد احمدیان
کتاب خط عاشقی ۱، حسین کاجی، انتشارات حماسه یاران، چاپ دوم ۱۳۹۵، ص ۲۵٫ به نقل از (آسمان مال آنهاست (کتاب تفحص)، ص ۵۵)

#حضرت_رقیه علیه‌السلام
#با_شهدا_گم_نمی_شویم
╭🏴
╰┈➤ @Sedaye_Enghelab
دیدگاه ها (۰)

بِـسـمِ رَبِ الشـــُّــهداشهیــــد گمـنام ســــلامطلائیـــــ...

پارچه را کنار زدم، محمد حسین بود. با همان لبخند همیشگی. خواس...

سال 1372 بود. در محور #فکه، محدوده ارتفاعات 112 مشغول #تفحص ...

برای بچه های تفحص و برای آن ها که به دنبال گمشده ی خود می گر...

رفته #قبرستان_بقیع. از حضرت زهرا (س) خواسته بود که وقتی شهید...

سید محمد خیلی توی خودش بود. پرسیدم: چه شده؟ گفت: بالأخره نف...

برای بچه های تفحص و برای آن ها که به دنبال گمشده ی خود می گر...

زیر زمین خانه اش را کرده بود #حسینیه . شروع مراسم ساعت 6 بعد...

سید مجتبی یادگار جبهه را همیشه با خودش داشت. از سر کار که بر...

هفده سال #جانباز قطع نخاع بود. این اواخر می گفت: جایم را در ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط