{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشته ی سوزانده ی بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج.
دیدگاه ها (۴)

﷽#مولای‌من🥀با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

.......با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای «قلب» م...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاجحرفی بزن ای قلب مرا برده ب...

ای موی پریشان تو دریای خروشانبا من که به چشم تو گرفتارم و م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط