{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج

با من که به چشم تو گرفتارم و محتاج
حرفی بزن ای قلب مرا برده به تاراج

ای موی پریشان تو دریای خروشان
بگذار مرا غرق کند این شب مواج

یک عمر دویدیم و به جایی نرسیدیم
یک آه کشیدیم و رسیدیم به معراج

ای کشتۀ سوزاندۀ بر باد سپرده
جز عشق نیاموختی از قصه حلاج

یک بار دگر کاش به ساحل برسانی
صندوقچه ای را که رها گشته در امواج
دیدگاه ها (۲)

از راه دوری آمدم،آغوش خود را باز کنچرخی بزن دور و بَرَم،قدری...

شراب عشق..باید امشب در کنارت محشری بر پا کنمبا شراب عشق تو ...

......باتو ، بارانیم ......."تو" را بی دلیل دوست دارم،،، ...

وقتی تو دنیای منی ، درگیر دنیا نیستمدنیا اگه ترکم کنه ، من ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط