{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هیبتش را مگر نمی بینی

هیبتش را مگر نمی بینی
داغدار قبیله آمده است

اشک وخون دارد او به دیده هنوز

کربلا زود سر به زیر انداز

سایه اش را کسی ندیده هنوز
دیدگاه ها (۱)

خونی چکید و حنجره ی خاک جان گرفتبغضی شکست و دامن هفت آسمان گ...

.

کاروان بهشتیان آمدکربلا میهمان نوازی کنمتبّرک شدی به عطر حسی...

حالا كه غیر از چشم های تر نداریتنهای تنها ماندی و یاور نداری...

معجزه‌ی زیارت شاید همین باشد؛هیچ‌کس از تو نمی‌پرسد با چه دلی...

نمی‌فهمم مذاکره در زیر شبح تهدید چه معنایی دارد؟ مذاکره کنیم...

گرم بود...آرام آرام پایین می آمدچشم هایش را می دیدم...نگاهش ...

من زینبم...شاهدِ داغ بودم، اما اسیرِ اندوه نشدم.در میان شعله...

رمان تهیونگ و جنی

ایتایار:اکسیوس :سر تنگه هرمز توافق موقت ۶۰ روزه بدون هیچ گون...

The Last Shadow

معرفی کتاب

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط