#part¹

#part¹
در طول یک قرن زندگی پر رمز و رازی داشتیم پشت سایه ها مخفی و تو دنیا تنها بودیم تا الان، ما خون آشام هستیم و این داستان ماست
ما نباید به خونه برمیگشتیم ریسک کردیم ولی مجبور بودیم.

لیدا امروز روز متفاوتیه باید باشه میخوام بخندم و بگم ممنون حالم خوبه دیگه نمیخوام اون دختری باشم که خانواده شو از دست داده میخوام از نو شروع کنم یه آدم جدید بشم این تنها راهیه که زندگیمو عوض میکنه

مایا بیخیال بیا صبحانه بخوریم میتونم نون تست درست کنم و قهوه
لیدا تو امروز قرار ملاقات مهمی نداری؟
بله الان با مشاورم قرار دارم لعنتی
من رفتم مراقب باش مایا
باشه برو من روبه راهم
فعلا
مایا چیو فعلا بیا برسونمت رستوران
آخه لیدا اینجوری مزاحمت میشم عزیزم
+نه بابا این حرفا چیه بیا بریم تو راه کلی باهات حرف دارم
-وای خدا به دادم برسه
+میدونی مایا من حسم بهم میگه که یه قدرتی دارم ولی نمیدونم چه جوری فعالش کنم البته شاید هم الکی باشه اما حسه دیگه چی کار کنم
-مگه چیزی چشده لیدا که این حسو پیدا کردی
+آخه یه موقع هایی زورم خیلی زیاد میشه الکی
حتما به خاطر موقع هایی هستش که عصبانی میشم
-لیدا تخیلاتت ماشالله زیاده ها خوب منم که از دست کسی عصبانی میشم تمام زورمو جمع میکنم برای زدنش
+باشه بگذریم خیله خوب رسیدیم موفق باشی
-ممنونم اها راستی لیدا رسیدی بهم خبر بده که ماجرا درست شد یا نه باشه
+باشه مایا جونم بای
-بای
دیدگاه ها (۰)

part10مایا گفت: — آروم باش، به خاطر من...جیمین با عصبانیت گف...

Iove and the moonPart38هنوز حرفم کامل نشده بود که بلندم کرد...

رومان روز برفی (پارت 1)از زبان ات:امروز شنبہ 15 ژانویہ است ب...

୨୧ ── 𝐖𝐄𝐕𝐄𝐑𝐒𝐄 𝐔𝐏𝐃𝐀𝐓𝐄 ── ୨୧🐻 آپدیت ویورس تهیونگ 💜💜 : بی‌تی‌اس...

بچه ها شاید نتونم دیگه فعالیت کنم تا تابستون بعدی یا شاید هم...

پارت ششمحدود چند مین بعد ویو تهیونگ: همین طوری به در آوردی ک...

پارت ۸× خداحافظ+ خداحافظ...............‌‌‌.‌‌‌‌....ویو فردا ...

پارت پنج

𓂀 ── 𝑩𝒍𝒂𝒄𝒌𝒘𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒂𝒏𝒐𝒓 ── 𓂀

𝐋𝐢𝐤𝐞 𝐚𝐧𝐠𝐞𝐥. Part16- عع خوشش اومد ببین اینقدر خوشمزه درست کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط