part10

part10



مایا گفت: — آروم باش، به خاطر من...

جیمین با عصبانیت گفت: — آخه چجوری آروم باشم؟!

مایا کمی نزدیک شد و در گوشش گفت: — فعلاً آروم باش. بعداً هرچقدر خواستی با این عوضی دعوا کن، باشه؟

جیمین نفس عمیقی کشید و گفت: — باشه.

جک با یه لبخند کنایه‌آمیز گفت: — درگوشی نرید، بیبی! هرچی هست بلند بگو، ما هم بشنویم!

جیمین دوباره از جاش بلند شد که سمت جک بره، اما مایا سریع دستش رو گرفت.

— بشین لطفاً... برات جبران می‌کنم، باشه؟

جیمین چند لحظه به مایا نگاه کرد و گفت: — باشه.



مدیر ابروهاش رو بالا انداخت.

— عذرخواهی نمی‌کنی؟ نه؟

جک گفت:
— نچ!

مدیر گفت:
— عذرخواهی نمی‌کنی؟ نه؟ باشه.

جک سریع گفت:
— آقا، اون مقصر بود!

مدیر نگاهی به جک انداخت و گفت:
— آقای لی!

آقای لی، معاون مدرسه، وارد ماجرا شد...

ادامه دارد... 👀🖤
دیدگاه ها (۰)

the lost leaves/رمان جیمین

پدر خوانده فصل دو

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 24 صدای جک از پایین ...

╭─────────────── 🎀 ───────────────╮✦ پارت ۶۸ | این بار آت خو...

#عشق_یا_گلوله؟𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑻𝒘𝒐 : ²𝑷𝒂𝒓𝒕 : ³⁴ویو میکا_____اولین چیز...

Forced to be by your sideبه اجبار کنار توpart: 25سریع جیمین ...

╰┈➤ 𝑷𝒂𝒓𝒕 2 وقتی یکی تورو کتک زده و جیمین باخبر میشه...«ویو ا...

Why Did I Fall in Love with You? | P¹¹چند روز بعددوهی بالاخر...

آن شب، عمارت جیمین برخلاف همیشه آرام بود.جلسه‌های روز تموم ش...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p76شب، قلعه رو توی سکوت فرو برده بود.باد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط