۱۱

پارت ۱۱
کوک : داری از حدت میگذری کیم !!
ته : بخاطره یه دختر داری با رفیقت اینطوری حرف میزنی
کوک : واسه این دختر همه کار میکنم
ات ویو :
داشتن دعوا میکردن که
سوبین بهم زنگ زدن و دعواشون متوقف شد
منو نگا کردن
کوک : کیه ؟
ات : سوبین ...
چند مین بعد :
ات : خب دیگه خدافظ
ات ویو :
باهاشون خدافظی کردم
رفتم سوار ماشین سوبین شدم و
راه افتادیم
سوبین : خوش گذشت
** همه اتفاقا از جلوی چشمم عبور کردن
ات : آره خوب بود
سوبین : خوبه
فلش بک به عمارت کوک :
کوک ویو :
روبه‌رو ی تهیونگ نشسته بودم
منتظر بودم که دهنشو باز کنه حرف بزنه
کوک : نمیخوای توضیح بدی
ته : توضیح ؟؟
کوک : خودت گفتی برات توضیح میدم
ته : اها خب .....


《 ببخشید کم بود جمعه آزمون دارم نمیتونم بیشتر بزارم 》
شرط : ۳۰ لایک
دیدگاه ها (۲)

پارت 46🌲 ویو آتآت با خنده گفت:ـ باشه دایی 😂🌿 ویو تهنمی‌دونم ...

شب تولدم پارت 14#: خب من به ات گفتم خجالت نمیکشی با این لباس...

#عشق_بعد_نفرتپارت 12ات: ممنونمپی دی نیم: یک ساعت دیگه بیا با...

تا وقتی هفت نفر کنارم هستند(فصل ۳)

رمان:(تا وقتی که عاشقت شدم ^_^

درخواستیاز نفرت تا عشقPART: 1ویو ات: با صدای مامانم از خواب ...

bts

پارت ۱۱|بازی بدون بازگشتکوک رفت و روی پاهای لخت ته نشست. بهش...

مهمونی خطرناک پارت=26ویو اتمتوجه تغییر حالت کوک شدم..یعنی تو...

مهمونی خطرناکپارت=16ویو جونگ کوک:راستش اصلا حس خوبی به ته هو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط