پیوسته مها عزم سفر می‌داری

پیوسته مها عزم سفر می‌داری
چون چرخ مرا زیر و زبر می‌داری

شیری و منم شکار در پنجهٔ تو
دل خوردئی و قصد جگر می‌داری

مولانا
دیدگاه ها (۱)

کاشکی تاریکی می‌رفت فردا می‌شد صبح می‌شد چشمون تو پیدا می‌شد...

گفت لَبَم ناگهان نامِ گل و گلسِتانآمد آن گل‌عِذار کوفت مَرا ...

تو نمی‌دونی ولی باد لای موهات منم. اون شب که درد داری، گرمی ...

سناریو جونگکوک

هر کس ذره ای از دنیای مولانا را زندگی کنه، عاشقِ مولانای عاش...

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

#عاشقانه_های_من#موزیک #آهنگ #ترانه #پاییز #پاییز_زیبا #پاییز...

بعضی آدما رو نمیشه فقط دوست داشت…باید نشست و تماشاشون کرد،از...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام...

𝕯𝖎𝖑𝖊𝖒𝖒𝖆²با خستگی از آخرین مشتری هم خداحافظی کردی.وسایل مختصر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط