وقتی پسر خالته ........

وقتی پسر خالته ........
پارت ۶
ویو فلیکس
این دختره کصخل کجاست؟
_خانم ببخشید
بله؟
_ا.ت نیست میشه برم دنبالش ؟
عه راست میگی آره برو هان و هیونجین هم ببر
_مرسی خانم بیاید بچه ها
هان: هیونجین×
:×اومدیم
هر کی رفت یه جایی رو گشت که دیدم گوشیم داره زنگ میخوره دیدم ا.ته
_الو کجایی تو؟
ا.ت با صدای خیلی ضعیفی گفت:
+فل..یکس .......
_ا.ت؟چیشده؟
+ک...مک....
_کجایی ا.ت کجایی؟
+......
_دید صدایی ازش در نمیاد
ا.ت یه چیزی بگم کجایی؟
علامت پسره&
&به به آقای فلیکس
_یونجون؟(هاهاها سوپرایز)
&آقا دختر خاله ات داره منجمد میشه بهتره به دادش برسی خدافظ ......‌‌
_اه لعنتی
زنگ زدم به هان و هیونجین گفتم بیان اونجا
×کجاست؟
_تو یخچال
:جان؟کی این کارو کرده؟
_یونجون
×عوضی
_هان زنگ بزن اورژانس
:باشه باشه
_هیون بیا کمک کن درو باز کنم
_در که باز شد دویدم سمت ا.ت
_ا.ت ا.ت چشاتو باز کن دختر (دیدم کل بدن و گردنش کبوده
×داره میا...د
×ا.ت چیشوده
_من اون یونجون رو میکشممش
×هی فلیکس فعلا بیخیال منم باهاش کار دارم بعدا الان پیش ا.ت باشیم
_باش
اورژانس اومد گذاشتنش تو ماشین
_وایستید من باهاتون میام رفتم تو و دست ا.ت رو گرفتم یه حسی بهم میگفت ازش خوشم میاد نه نه فلیکس تو دوست دختر داری چی میگی
رسیدیم بیمارستان
بردنش تا معاینه اش کنن
_عا آقای دکتر حالش خوبه؟
نگران نباشید فقط یکمی باید استراحت کنه به خاطر ضربه های شدیدی که به بدنش وارد شده فقط ممکنه یا چند روزی درد و سوزش داشته باشه
_میتونم ببینمش؟
بله البته بفرمایید
_رفتم داخل دیدم روی ویلچر نشسته کنار بنجره
_حالت خوبه؟
+برگشتم نگاهش کردم
+مگه برات مهمه؟
_به نظرت مهم نیست؟میدونی چقدر نگرانت بودم؟
+واقعا؟ممنون
_رفتم پیشش و دستش رو گرفتم
_ببین شاید باهم بد باشیم ولی دلیل نمیشه برام مهم نباشی خب؟
+اهوم
چهار روزی توی بیمارستان بودم و مرخص شدم و رفتم خونه تو اتاقم بودم که صدای در اومد
+بفرما
_سلام
+سلام
_بیا امروز بریم بیرون
+به چه مناسبت؟
_به مناسبت مرخص شدنت
+باشع
_پاشو حاضر شو ساعت ۵ میام دنبالت
+باشه بای
_بای
فلیکس رفت بیرون و..‌‌‌‌...
..............................................................
چیه منتظر بقیشی؟
با اینکه حمایت ها کم بود گذاشتم
لایک کن پارت بعدی هیجانیه
دیدگاه ها (۱)

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

پارت ۴ (سرنوشت)

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

سناریو مایکی پارت ۲

وقتی حواست نیست یهو میری تو اتاق میبینی لخ*ت مادرزادن😂بنگچان...

True Love②⑨شب تهیونگ: ببخشید مزاحم شدم م.ب:این چه حرفیه خوش ...

پخش زنده بی‌امبی‌ام: هان وقتی بحث اجرای زنده میشه، یه چیز دی...

Forbidden love⑦فرداساعت ۶ بعدازظهر بود.... ا/ت: رینا باز امر...

سناریو خط قرمز پارت ۳

وقتی با اجبار میشی زن دومش پارت ۵از خواب بیدار شدم دیدم جین ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط