{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

یڪ وقتے

یڪ وقتے

بدفهمے ها آزارم میداد !

ناراحت مے شدم ، از قضاوت ها ...
ڪج فهمے ها ...

سوء تفاهم ها ...

همـہ اش مے ترسیدم ڪـہ ...

آدم ها بد بفهمندم ...

اشتباـہ قضاوتم ڪنند ...

وقت زیادے صرف مے ڪردم ؛

براے توضیح دادن خـــودم ...

رفع سوء تفاهم ها ...

ڪـہ ثابت ڪنم ؛

من آن چیزے ڪـہ فڪر مے ڪنند ، نیستم !

اشتباـہ قضاوتم ڪردہ اند ...

حالا اما ...

موضعم سڪوت است ؛ در برابر

آدم ها و نگاـہ هاشان ...

سڪوت و سڪوت و سڪوت !

تازگے ها ...

در برابر بے مهرے آدم ها هیچ
نمے گوییم !

انگار ڪـہ لال شدہ باشم ...

شاید هم ڪور و ڪر ...

ڪـہ نـہ مے بینم ، نـہ مے شنوم ..

دیگر ... نـہ انرژے توضیح دادن دارم !

نـہ حتے حوصلـہ اش را ...

مے دانے ...

دیر دریافتم ڪـہ مسئول طرز فڪر آدم ها نیستم ...

بگذار هر ڪـہ هرچـہ خـواست ، بگوید و برداشت ڪند ...

بے خــیال ... میروم در لاڪ خودم ،
آرام و بے دغدغـہ زندگے خـواهم ڪرد!

ماهے ها نـہ گریـہ مے ڪنند ، نـہ قهر و نـہ اعتراض !!!

تنها ڪـہ مے شوند قید دریا را مے زنند ...

وتمام مسیر رودخـانـہ را تا اولین قرار عاشقے شان ،

بر عڪس شنا مے ڪنند !!!

فروغ فرخـزاد
دیدگاه ها (۳)

میزے براے کار،کارے براے تَخت،تختے براے خواب،خوابے براے جان،ج...

دُنیاے من پُر شده از سوءتفاهـم ها..نـیش ها..کِنایـه ها..مَن ...

‌‌‌ツ✔

√√

عاشقانه های شبنم

ساعت از نیمه‌شب گذشته بودڪه گوشی‌ام لرزیدیڪ پیام آمده بود :س...

خسف | قصه بیست و هشتم: امام صادق (ع) (بخش پایانی)

پارت: 24 (بخش1) **زاویه دید: هیزل**آسمونِ بیرون از پنجره‌های...

چندپارتی یونگی (درخواستی)

یه زمانی، بدفهمی ها آزارم می داد...ناراحت می شدم از قضاوت ها...

یه زمانی، بدفهمی ها آزارم می داد...ناراحت می شدم از قضاوت ها...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط