{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تازه فهمیدم که با مردم مدارا مشکل است

تازه فهمیدم که با مردم مدارا مشکل است
زندگی کردن کنار کور و کرها مشکل است
پیش از این دنبال راز عاشقی بودم ولی،
تازه فهمیدم که حل این معما مشکل است
گم شدم در نقش ها دیدم که بعد از آن چه قدر
زندگی با نسخه های المثنی مشکل است
این که لیلا باشی و مردم زلیخایت کنند
این که حوا باشی و محکوم دنیا مشکل است
سالها دور از خودت پنهان شوی در قاب ها
پشت لبخندی بریزی غصه ها را مشکل است
این جهان رویای بی پایان مشتی آرزوست
واقعیت دارد اما، لمس رویا مشکل است
خواستم برگردم از این سرنوشت اما نشد
برخلاف رود رفتن سمت دریا مشکل است
زندگی را ای دل غمگین من آسان بگیر
ناگهان دل گفت: من میخواهم اما مشکل است...
دیدگاه ها (۱)

پارت ۵۵خورشیدِ صبحگاهی به آرومی از پرده‌هایِ سنگینِ اتاقِ طب...

𝑳𝒐𝒗𝒆 𝒐𝒓 𝒍𝒊𝒆❷❹_بخش سوم__سوروسترمز می‌گیرم.صورتش را می‌گیرم و ...

تازه فهمیدم که با مردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ...

تازه فهمیدم که با مردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ...

تازه فهمیدم که با مردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ...

تازه فهمیدم که با مردم..... مدارا مشکل است.!!!!!!زندگی کردن ...

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ک...

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ک...

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است.زندگی کردن کنار کور و ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط