{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است

تازه فهمیدم که بامردم مدارا مشکل است

زندگی کردن کنار کور و کرها مشکل است

پیش ازاین دنبال راز عاشقی بودم ولی

تازه فهمیدم که حل این معما مشکل است

گم شدم در نقش ها دیدم که بعداز آن چه قدر

زندگی با نسخه های المثنی مشکل است

این که لیلا باشی و مردم زلیخایت کنند

این که حوا باشی و محکوم دنیا مشکل است

سالها دور از خودت پنهان شوی در قاب ها

پشت لبخندی بریزی غصه ها را مشکل است

این جهان رویای بی پایان مشتی آرزوست

واقعیت دارد اما لمس رویا مشکل است

خواستم برگردم از این سرنوشت اما نشد

برخلاف رود رفتن سمت دریا مشکل است

زندگی را ای دل غمگین من آسان بگیر

ناگهان دل گفت:من میخواهم.....

اما مشکل است..........
دیدگاه ها (۷)

خداوندا نگذار که از تو فقط نامت را بدانم و نگذار که از تو تن...

کجاست دختر پاییز ..... باغ کودکی اتکلاه پوپکـی و سینـه ریــز...

از زلال نگهت زود گذر کردم منهمه را گند زدم،زود هدر کردم منهر...

دریا هم که باشیگاهی در چارچوب خودت نمی گنجیسر می کوبی به صخر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط