حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت.
حکایت من حکایت کسی است که عاشق دریا بود اما قایق نداشت.
دلباخته سفر بود همسفر نداشت
حکایت کسی که زجه داشت اما فجه نزد غم داشت ولی ننالید گریه کرد اما اشک نریخت
اما حکایت تو نامهربانی هاست که آمدی دل دادی
عادت دادی ورفتی.
دلباخته سفر بود همسفر نداشت
حکایت کسی که زجه داشت اما فجه نزد غم داشت ولی ننالید گریه کرد اما اشک نریخت
اما حکایت تو نامهربانی هاست که آمدی دل دادی
عادت دادی ورفتی.
- ۵۹۵
- ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط