پارت 20

پارت 20
&تازه خوشحال ترم میشی اگه یه چیزیو بهت بگم
+چیو؟
&بعدا خودت میفهمی
+یاا پس چرا اصن بحثشو پیش میکشی؟(با اخم)
&چون میخواستم حرصت بدم .منم فعلا دیگه باید برم.اگه دیدی دوباره ریون داره اذیتت میکنه بهم بگو.
+ایششش باشه.
+(با جونگوون خداحافظی کردم ، راسیاتش اون یکی از بهترین دوستای منه.زندگیمون تقریبا شبیه همه و شیوه ی تربیتمون هم همینطور مادوتا هم ستپنیم ولی هردومون الان دوتا پایه بالاتر از سنمون هستیم)
ویو جیک
-(توی کلاس بودم وروی صندلیم نشسته بودم،سوهیون اومد توی کلاس دلم میخواست برم ازش بپرسم چیشده ولی این حسی که داشتم مانع این کار میشد)
(سوهیون اومد روی صندلیش نشست)
*سوهیون حالت خوبه؟
+اره
*قضیه چی بود که ریون اینجوری میکرد؟
+همون بحثای همیشگی
-(بحثای همیشگی؟)
*اهان
+(بهتره کاری کنم که بچه ها زیاد به این موضوع فکر نکنن)
+هی جیک....
ادامه دارد...
______________
#هشت_خوش_شانس#فیک#انها_یپن
بچه ها ببخشید دیر شد،دیشب میخواستم پارت بعدو بزارم اما نمیتونستم برم توی ویسگون
دیدگاه ها (۷)

استاد من ۱

چند پارتی

برده عمارت جئون

رمان هکر کوچولوی من پارت دوم

مافیای من

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

پارت ۳۹

کونیچیوا مینا_سان 👋 ببخشید یه چند وقتیه نیستم.بنده برگشتم و ...

آوای شبپارت ۲۲ویو نویسنده انیا و دامیان بیدار شدن و صبحانه ر...

Custom bride part : ۱۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط