پارت 1

ویو یوری
مثل همیشه با آلارم گوشیم بیدار شدم رفتم یونگی رو بیدار کنم

یوری: داداشیییییی، پاشووووو

یونگی: بیدارممممم

یوری: تمرینت دیر میشههه هااااا


یونگی: اومدمممممم

رفتم تو اشپز خونه اب خوردم که یونگی اومد پایین

یونگی: صبح بخیرر

یوری: صبح بخیرر (خنده

یونگی: دانشگاه نداری امروز؟

یوری: نوچچ

یونگی: پس بیا باهام بریم..

یوری: کجا؟

یونگی: خونه ی بنگتنن

یوری: الکییییی

یونگی: مگه دروغ دارم بگم؟.. میای خواننده های مورده علاقتو میبینی دیگه(خنده)

یوری: اخ جونننن... من الان لباس چی بپوشممممم

یونگی: ترکیدن از خنده

یوری: سریع رفتم سمت اتاقم و یه لباس خیلی خوب انتخاب کردم
یه میکاپ ساده کردم و رفتم پایین

یوری: من حاضرممم

یونگی: او؟ چه زود... همیشه یک ساعت طول میکشید تا حاضر بشی (خنده لثه ای

یوری: بریمممم دیگههه

یونگی: اون چیه دستت؟

یوری: ها؟ دفترمه میخوام ازشون امضا بگیرم

یونگی:خیله خب (خنده

یوری: عین جت رفتم سمت ماشین

سوار ماشین شدیم و حرکت کردیم...

ادامه دارد....
دیدگاه ها (۱)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

رمان : تا وقتی که عاشقت شدم

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

فیک:^فرشته ای در غلمرو دشمن^^part:4^ ...

پنهان عشق

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

آواز عشق ♣️ part 6♣️یونگی ویو سوار ماشینم شدمو راه افتادم سم...

الماس زیبای من ...

Do I love him, or do I hate him?P:⁹استاد:سعی کن مدیریت رو به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط