{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای بر تلخی فرجام رعیت پسری

وای بر تلخی فرجام رعیت پسری
که بخواهد دلی از دختر یک خان ببرد
دودلم اینکه بیاید من معمولی را
سر و سامان بدهد یا سر و سامان ببرد
شعر کوتاه ولی حرف به اندازه ی کوه
باید این قائله را "آه" به پایان ببرد
شب به شب قوچی ازین دهکده کم خواهد شد
ماده گرگی دل اگر از سگ چوپان ببرد
دیدگاه ها (۱)

توبهحالمنمسکینبهجفامی نگریمن به خاک کف پایت به وفا می نگرم !

گوشم به راه تا که خبر می‌دهد ز دوستصاحب خبر بیامد و من بی‌خب...

من شاد میخواهم تورا،غمگین برایم نیستی//فرهاد میخوانم تو را ش...

مست مستم، لیک مستی دیگرم..!امشب از هر شب؛ به تو عاشق ترم..!ر...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسيمي كه نصيب از گل و باران ببردمي تواند خبر از مصر به كن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

...هر نسیمی كه نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

هر نسیمی که نصیب از گل و باران ببردمی تواند خبر از مصر به کن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط